آخرين جزئيات از پرونده قاتل زنجيرهاي كرج
همسرم پس از جنايت ششم در جريان موضوع قرار گرفت
<اميد> 23 ساله 6 روز پس از دستگيري در پليس آگاهي استان تهران به خبرنگار اعتماد ملي گفت: وقتي سومين زن را در منزل به قتل رساندم، <سحر> همسرم كه در زمان جنايت در خانه نبود متوجه ناپديد شدن ملحفه شد، به تدريج به برخي از وسايلي كه به منزل ميآوردم و اثاثيهاي كه جابهجا ميشد مشكوك شد و به طور مرتب موضوع را از من ميپرسيد.
من نيز در ابتدا ماجراي ارتباط نامشروع با زنان ديگر را به او گفتم. همين مساله نيز او را به شدت ناراحت كرد اما كاري از دستش برنميآمد.
وي ادامه داد: وقتي ششمين قتل را مرتكب شدم به خاطر اصرارهاي همسرم همهچيز را به او گفتم. از همان موقع نيز سحر به طور مرتب از من ميخواست به اين كار ادامه ندهم. به همين خاطر هم پس از قتل هفتمين زن مدتي دست از اين قتلها برداشتم اما وقتي فهميدم پليس به دنبال من است براي منحرف كردن ذهن ماموران به جنايتي ديگر دست زدم تا آن موقع پليس فكر ميكرد من 6 زن را كشتهام.
از زنان مشكلدار متنفرم
اين متهم 23 ساله كه هيچ نشاني از پشيماني در صورتش ديده نميشد و با خونسردي تمام و بدون تحت تاثير قرار گرفتن از پرسشها صحبت ميكرد، اظهار كرد: همه اعضاي خانوادهام مشكلات اخلاقي دارند و روابط نامشروع در خانوادهمان امري غيرعادي نيست. از زناني كه مشكل اخلاقي دارند متنفر بودم.
همسرم را دوست دارم
اميد از همسرش گفت و ادامه داد: با همسرم در لنگرود آشنا شدم، او از خانواده فقيري بود، همان موقع هم با او ازدواج كردم و پس از مدتي به كرج آمديم و در منطقه <ميثم 2> كمالشهر ساكن شديم. همسرم قبل از ازدواج از سوابق كيفريام خبر نداشت اما بعد متوجه شد.
متهم ادامه داد: پس از هر جنايت اموال سرقت شده را به خانه ميبردم و همسرم يا آنها را ميفروخت يا به عنوان هديه به مادرم و افراد ديگر ميداد... همه قربانيان طلا نداشتند به همين خاطر وسايل ديگرشان از جمله تلفن همراه و كيف دستيشان را برميداشتم. همينها هم در منزلم كشف شد.
اين قاتل زنجيرهاي تاكيد كرد: من همسرم را دوست دارم و قصد ناراحت كردنش را نداشتم. او به من محبت زيادي ميكرد. به خاطر او هم دست از جنايتها كشيدم و به رامسر رفتم.
ادعاي متهم كذب است
اظهارات اين متهم در حالي است كه سرهنگ علي رمضاني معاون اجتماعي نيروي انتظامي استان تهران كه بهطور مستقيم در جريان اين پرونده قرار دارد با رد ادعاهاي قاتل زنجيرهاي مبني بر اينكه همسرش در جريان جنايتها بوده به اعتماد ملي گفت: بر اساس اظهارات همسر قاتل، از آنجا كه اميد اموال سرقت شده مقتولان را به خانه ميبرد سحر متوجه رفتارهاي مشكوك او شد و تصور ميكرد كه اينها را شوهرش دزديده و به خانه آورده است. او تا زمان دستگيري از ماجراي جنايتها هيچ اطلاعي نداشت چرا كه اگر خبر داشت يك لحظه كنارش نميماند. او ميدانست كه اميد روابط نامشروع دارد كه در نهايت نسبت به اين رفتارها عكسالعمل نشان ميدهد.
ميوهفروش دورهگرد دستگير نشده است
وي درباره دستگيري ميوهفروش دورهگرد با توجه به احتمال دست داشتن او در اين پرونده تصريح كرد: از روز اول دستگيري، متهم در بازجوييها به شخصي كه ششمين قرباني را قبل از قتل در اختيارش قرار داده اشاره كرد اما تحقيقات پليسي نشان داد كه اين مرد تنها دوست اميد است و هيچ نقشي در جنايتها نداشت و خبر دستگيري او كذب است.
سرهنگ رمضاني به وجود دو ابهام در اين پرونده اشاره كرد و گفت: در حال حاضر پليس بهدنبال دو ابهام پرونده است: 1- مشخص شدن هويت جسد مجهولالهويه هشتمين قرباني 2- بررسي و اطمينان از تعداد جنايتهاي رخ داده. البته در اين ميان اينكه متهم همدست داشته يا خير نيز بررسي ميشود.
به گفته معاون اجتماعي نيروي انتظامي استان تهران، متهم تنها با ششمين قرباني كه پليس از طريق تلفن همراهش توانست ردي از قاتل به دست آورد، ارتباط سطحي و كوتاهمدت داشت. در بررسي از وضعيت قربانيان مشخص شد كه بيشتر آنها متاهل بوده و فرزنداني داشتند. وسايل كشفشده متعلق به قربانيان در منزل متهم نيز از سوي خانواده آنها شناسايي شده است.
وي ادامه داد: جسد يكي از قربانيان چندين روز در بيابان رها شده بود و هويتش قابل تشخيص نبود از اين رو با توجه به شيوه قتل و رها شدن، پليس ارتباط آن را با قاتل سريالي بسيار دور ميديد اما اميد در اعترافات خود اين قتل را به گردن گرفت و آن را شيوهاي براي رد گم كردن اعلام كرد.
مقتولان با پاي خود به قتلگاه ميرفتند
براساس اعلام معاون اجتماعي نيروي انتظامي اين متهم پس از سوار كردن زنان تعدادي از قربانيان را در منزل و تعدادي را در خودرو به قتل رسانده است. نكته قابلتوجه آن است كه مقتولان با پاي خود به قتلگاه ميرفتند و زماني كه از نيت شوم مرد جوان باخبر ميشدند ديگر كار از كار گذشته بود. سرهنگ رمضاني به نابساماني در خانواده اميد اشاره كرد و افزود: خانواده متهم نيز به زودي مورد بازجويي قرار ميگيرند تا مشخص شود تا چه حد در جريان جنايتهاي پسرشان بودهاند چراكه مقداري از طلاها و همچنين وسايل به سرقت رفته به آنها تحويل داده شده يا همسر اميد به مادر شوهرش هديه كرده است.
سرهنگ رمضاني تاكيد كرد: اين متهم ساكن منطقه حاشيهاي كرج به نام ميثم2 است كه منطقه بسيار آلوده و جرمخيزي است. در بررسيهاي ميداني كارآگاهان، اطلاعاتي از همسايهها درباره متهم به دست نيامد.
قاتل سوژهها را در روز انتخاب ميكرد
به گفته وي، اين متهم سوژههاي خود را در ساعات روشن روز از جمله 11 صبح و 4 بعدازظهر هنگام پرسهزني در خيابان سوار خودرو ميكرد. فاصله زماني هر قتل در ابتدا يك ماهه بود اما در مدت اخير به چند هفته رسيد به طوري كه سه روز پس از اطلاع از تحت تعقيب بودن آخرين جنايت را در 45 متري گلشهر رقم زد.
حضور در اولين جلسه بازپرسي
معاون اجتماعي نيروي انتظامي استان تهران گفت: متهم پس از آخرين اعترافات امروز (سهشنبه) در اولين جلسه بازپرسي در مقابل حسيني رئيس شعبه اول بازپرسي دادسراي كرج قرار خواهد گرفت.
سرهنگ اسماعيل هادئي رئيس پليس آگاهي استان تهران نيز با تكذيب خبر دستگيري ميوهفروش دورهگرد به عنوان همدست متهم بر استعلام سوابق اميد در شهرستانهاي قزوين و لنگرود تاكيد كرد و گفت: كارآگاهان براي ادامه تحقيقات مجددا به محل سكونت متهم رفتند. اظهارات قاتل زنجيرهاي در خصوص همدستي دورهگرد نيز كاملا كذب است









پسر جواني که با وارد آوردن ضربه چاقو مادربزرگش را به قتل رسانده بود از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين پسر آرش سيفي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ محمد جوان 19 ساله حاضر در دادگاه که داراي سه فقره سابقه کيفري است در اين پرونده از سوي دادسرا در قتل مادربزرگش زيبا مجرم شناخته شده است. مطابق گزارش ارائه شده از سوي پليس محمد 31 خردادماه سال گذشته با وارد آوردن ضربه چاقو مادربزرگش را به قتل رسانده و چند ساعت پس از حادثه در همان محل دستگير شده است.
گروه حوادث؛ پسر نوجواني که متهم است در يک لحظه عصبانيت مرد طلبکار را کشته است روز گذشته در حالي در جلسه محاکمه اتهام قتل را پذيرفت که علت اصلي مرگ عارضه قلبي مقتول تشخيص داده شده است. به گزارش خبرنگار ما، در ابتداي جلسه محاکمه اين متهم، صفرخاکي نماينده دادستان تهران در جايگاه حضور يافت و گفت؛ 30 ارديبهشت ماه سال گذشته به ماموران خبر دادند مرد 54 ساله يي به نام علي با ضربات چوب به قتل رسيده است. پس از حضور پليس در محل مشخص شد قاتل نوجوان 17 ساله يي به نام جعفر است که با همدستي مردي به نام عباس، علي را کشته است. در حالي که تحقيقات پليس براي دستگيري دو متهم ادامه داشت، جعفر و عباس خود را تسليم کردند و قتل علي را بر عهده گرفتند. خاکي افزود؛ با توجه به اعترافات متهمان و ساير قرائن موجود تقاضاي صدور حکم قانوني در اين پرونده را دارم. در ادامه جلسه محاکمه برادران مقتول براي جعفر - متهم اصلي - تقاضاي صدور مجازات قصاص کردند. سپس جعفر در جايگاه قرار گرفت و گفت؛ اتهام قتل را قبول دارم، اما علي را عمدي نکشتم. مدت ها بود که وي را مي شناختم و با او دوست بودم، علي خانه يي نداشت و به من پيشنهاد کرد در ازاي گرفتن 100 هزار تومان پول نقد اجازه دهم در خانه ام زندگي کند، من هم قبول کردم. علي چند روزي در خانه من بود تا اينکه يکدفعه بهانه گيري کرد و گفت پولش را مي خواهد. متهم رديف اول ادامه داد؛ من که پول را خرج کرده بودم به او گفتم نمي توانم طلبش را به او پس دهم اما علي بر خواسته اش اصرار داشت. روز حادثه علي به خانه آمد. او مشروب خورده بود و حالت طبيعي نداشت، حرف هايي مي زد که نشان مي داد اسير وسوسه شده است، همين موقع بود که درگيري ما آغاز شد. عباس دوستم هم در خانه ما بود، علي چاقو کشيد تا من را بکشد و من هم با چوب چند ضربه به او زدم. سپس عباس بيرون رفت و در را بست تا همسايه ها وارد نشوند. من و علي همچنان در خانه درگير بوديم، وقتي ضربات چوب را زدم دستم را روي گلويش گذاشتم تا در برابرش مقاومت کنم. وقتي علي بي حال روي زمين افتاد من نمي دانستم بايد چه کار کنم. باورم نمي شد او مرده باشد، تا ساعت 12 شب بالاي سرش نشستم شايد به هوش بيايد، بعد هم به تنهايي جنازه را از خانه بيرون بردم و در خيابان رها کردم. سپس متهم رديف دوم در جايگاه حضور يافت. وي اتهام معاونت در قتل را نپذيرفت و گفت؛ گفته هاي جعفر درست است. من نقشي در قتل نداشتم، حتي موقع خارج کردن جنازه هم به جعفر کمک نکردم. البته زمان درگيري سعي کردم ميانجيگري کنم تا جعفر و علي به دعوا پايان دهند اما دخالت من فايده يي نداشت به همين خاطر هم از خانه خارج شدم و نيمه شب برگشتم. من فقط کشيک دادم تا هنگام خارج کردن جنازه کسي جعفر را نبيند. اعترافات دو متهم در حالي صورت گرفت که وکيل مدافع جعفر در دفاع از موکل خود گفت؛ پزشکي قانوني علت اصلي مرگ را عارضه قلبي عنوان کرده هر چند عمل موکل من در مرگ مقتول دخالت داشته اما علت اصلي مرگ نبوده است به همين خاطر جعفر بايد از اتهام قتل عمدي تبرئه شود. بنابر اين گزارش پس از پايان جلسه محاکمه، قضات دادگاه براي تصميم گيري وارد شور شدند.
گروه حوادث؛ مرد سرايدار که با انگيزه سرقت يک پزشک را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود در پي بازجويي هاي مکرر جرمش را پذيرفت.روز چهارم تيرماه زماني که زني با مرکز فوريت هاي پليسي شهرستان نظرآباد تماس گرفت و از غيبت چهار روزه همسرش خبر داد ماموران بلافاصله وارد عمل شدند. آنان که مي دانستند مرد مفقود شده يک پزشک ميانسال است و مطب وي در خيابان اشرفي اصفهاني قرار دارد به سرعت به محل موردنظر رفتند و پس از ورود به ساختمان متوجه شدند بوي تعفن تمام محوطه را فرا گرفته است. از اين رو با کسب دستور قضايي در مطب را شکستند و وارد آنجا شدند. آشفتگي مطب ظن پليس را نسبت به اين موضوع که علي- پزشک مفقودشده- به قتل رسيده است قوت بخشيد اما در نگاه اول اثري از جنازه يافت نشد تا اينکه ماموران با گشودن در کمد ديواري دو کيسه پلاستيکي مشکي رنگ پيدا کردند که داخل آنها اعضاي بريده شده جسد علي پنهان شده بود. کارآگاهان جنايي که از طريق گزارش همکاران خود از واقعه مطلع شده بودند پس از حضور در مطب به بازرسي دقيق و موشکافانه پرداختند و يک ساعت مچي يافتند که بند آن بريده شده و از دست صاحبش افتاده بود. اين ساعت بنا به گفته اهالي ساختمان متعلق به مرد سرايدار بود. به اين ترتيب اکبر درست در همان دقايقي که در حال بستن ساک خود براي فرار از مهلکه بود به دام افتاد و بازداشت شد. وي هنگامي که در پليس آگاهي پشت ميز بازجويي نشست با اصرار اتهام قتل را انکار کرد اما پذيرفت جسد علي را مثله کرده است. اکبر گفت؛ دو روز قبل وارد مطب دکتر شدم و جسد وي را ديدم. هراس از اين موضوع که قتل به گردن من بيفتد سبب شد به فکر خارج کردن جنازه از آنجا بيفتم براي همين جسد را مثله کردم.اين ادعاها در حالي مطرح شد که پزشکي قانوني نيز زمان فوت پزشک را حدود دو روز قبل از کشف جنازه اعلام کرد. هر چند گفته هاي مرد سرايدار با واقعيت تطابق داشت اما تمامي شواهد نشان مي داد وي فقط پرده دوم از سناريوي جنايي را بازگو کرده و درباره بخش اصلي واقعه به دروغگويي و کتمان حقيقت مي پردازد. به اين خاطر بازجويي هاي مکرر از اکبر ادامه يافت و کارآگاهان وي را در مسيري قرار دادند که اعتراف به قتل تنها راه چاره او بود. متهم هنگامي که علاوه بر جرم مثله کردن جسد کشتن پزشک را نيز پذيرفت واقعه را اين طور شرح داد؛ شامگاه اول تيرماه بود که به همراه دکتر مشغول تماشاي بازي فوتبال شدم. پس از اتمام مسابقه علي براي استراحت به اتاق خودش رفت همان موقع بود که وسوسه سرقت وسايل قيمتي داخل کشو و کمدهاي دکتر مرا تحريک کرد با کليدهايي که از تمامي اتاق هاي مطب داشتم به جست وجو در آنجا بپردازم. تا ساعت 30/6 صبر کردم و سپس وقتي وارد اتاق علي شدم و اطمينان يافتم وي غرق در خوابي عميق است يک چوبدستي بزرگ برداشتم و چند ضربه به سر وي زدم و او را در همان حال که خواب بود به قتل رساندم. بعد از آن با سرقت اشياي قيمتي در مطب را قفل کردم و به اتاقک خودم بازگشتم. تا دو روز وارد قتلگاه نشدم و روز سوم تير وقتي براي بررسي اوضاع به آنجا رفتم ديدم جنازه فاسد شده است. براي اينکه بتوانم جسد را از آنجا خارج کنم بايد ابتدا آن را قطعه قطعه مي کردم. هدفم اين بود که پيکر علي را در جايي مناسب دفن کنم يا به آتش بکشم اما از مثله کردن آن وحشت داشتم. سرانجام ساعت 3 بامداد روز بعد در حالي که براي به دست آوردن شهامت مقدار زيادي ماده مخدر شيشه مصرف کرده بودم به مطب بازگشتم. اندام علي را بريدم و در پنج کيسه نايلوني قرار دادم. کيسه اول را داخل قنات آب انداختم، دومي را در اطراف روستاي حسن آباد و سومين کيسه را نيز در جاده هاي خاکي روستاي رضاآباد رها کردم اما چون اطراف ساختمان شلوغ شده بود از خارج کردن بقاياي جسد ترسيدم و بقيه کارم را به شب موکول کردم البته فرصت اين کار را به دست نياوردم.در ادامه تحقيقات هنگامي که افسران بازجويي از اکبر خواستند درباره آلت قتاله توضيح بدهد. وي گفت؛ چوبدستي را به همراه رختخوابي که دکتر در آن خوابيده بود و همچنين البسه يي که شب قتل به تن داشتم در بيابان هاي اطراف محله هاي سيدجمال الدين و رسالت به آتش کشيدم. 
مقامات آلماني از تحويل دادن يک مرد ايراني که در پي اختلاف قديمي با همسرش وي را به قتل رسانده بود، خودداري و اعلام کردند اين متهم در حال گذراندن دوره محکوميت اش است.
ایسکا: شامگاه پنجشنبه -23 فروردین86- دو پسر مسلح به داروخانه بلوار «دریا» سعادت آباد تهران حمله کردند و کلت خود را به سوی کارمندان نشانه رفتند.
