عملياتي پيچيده براي دستگيري خواستگار انتقام جو
شکايتي ساده که از ايجاد مزاحمت تلفني براي يک دختر جوان حکايت داشت به طرح ريزي نقشه يي پيچيده و عملياتي همزمان بين پليس و اداره مخابرات براي دستگيري متهم منجر شد.
به گزارش خبرنگار ما چندي پيش زني با مراجعه به دادسراي رسالت از مردي ناشناس به خاطر ايجاد مزاحمت هاي تلفني شبانه شکايت کرد و خواهان پيگيري اين موضوع و شناسايي فرد مزاحم شد. با ثبت اين شکايت حسن سهرابي- داديار شعبه 13- در اولين مرحله از تحقيقات به بازجويي از شاکي که مريم نام دارد و 30 ساله است، پرداخت. وي در اين خصوص گفت؛ تماس ها هر شب از ساعت 12 نيمه شب آغاز مي شود و تا سه بامداد ادامه دارد. فرد مزاحم در تماس هايش ضمن فحاشي مدام من را تهديد مي کند. وقتي مکان هايي را که فرد مزاحم از آنجا با من تماس گرفته کنترل کردم متوجه شدم وي هر بار و با فاصله چند دقيقه از يک نقطه شهر تماس مي گيرد. يک بار ساعت 30 دقيقه بامداد بود که او از تلفن عمومي حوالي تجريش تماس گرفت و حدود يک ربع بعد از باجه تلفني حوالي بازار تهران مزاحم من شد. به همين ترتيب به فاصله 10 تا 15 دقيقه او از جاهاي مختلفي تماس مي گرفت و اين مساله باعث حيرت من شده است. او هم با موبايلم و هم با تلفن منزلم تماس مي گيرد و اين مزاحمت هاي پي در پي زندگي ما را از حالت عادي خارج کرده است. با بررسي اظهارات شاکي داديار سهرابي سه احتمال را مورد بررسي قرار داد. اول اينکه چون فرد مزاحم هم با موبايل و هم با منزل مريم تماس مي گيرد قطعاً از قبل با او آشنا بوده ضمن اينکه مزاحم يک وسيله نقليه در اختيار دارد و پس از برقراري تماس بلافاصله با خودرواش خود را به محلي ديگر مي رساند. همچنين اين احتمال مطرح شد که مزاحم تا ساعت 12 نيمه شب سرگرم انجام کاري است و احتمالاً کار او تا آن ساعت به طول مي انجامد و وي به همين دليل تماس هايش را از ساعت 12 به بعد آغاز مي کند. بدين ترتيب پس از هماهنگي با اداره مخابرات براي رديابي مزاحم ناشناس نقشه دستگيري وي طراحي شد و ضمن ارائه آموزش هاي لازم به مريم شبي او به همراه ماموران پليس مقابل کلانتري سيدخندان قرار گرفت و منتظر اولين تلفن شد. راس ساعت 12 نيمه شب زنگ موبايل دختر 30 ساله به صدا درآمد و اولين ارتباط برقرار شد. همان لحظه کارمند اداره مخابرات که در تماس مستقيم با ماموران بود اعلام کرد تماس از حوالي ميدان امام خميني(ره) برقرار شده است. به همين خاطر مريم سوار بر خودرو پليس و در حالي که با مزاحم مشغول صحبت کردن بود و تلاش مي کرد مکالمه اش را طولاني کند به سمت ميدان امام خميني(ره) حرکت کرد. پس از گذشت 10 دقيقه در حالي که ماموران به باجه تلفن مورد نظر نزديک مي شدند جوان مزاحم ناگهان تلفن را قطع کرد اما پنج دقيقه بعد مجدداً با موبايل مريم تماس گرفت. اين بار از اداره مخابرات به ماموران اعلام شد تماس از باجه تلفني در خيابان ناصرخسرو گرفته شده است. به اين ترتيب مريم بار ديگر به صحبت خود با فرد مزاحم ادامه داد و سعي کرد اين بار صحبت هايش را طولاني تر کند. ماموران که در آن نزديکي مستقر بودند از اين موقعيت استفاده کردند و دو نفر را در باجه تلفن مورد نظر به محاصره خود درآوردند. دو فرد دستگير شده بلافاصله به کلانتري انتقال يافتند و بازجويي از آنان آغاز و مشخص شد يکي از آنها قبلاً خواستگار مريم بوده و دختر جوان براي ازدواج با او جواب منفي داده بود. اين متهم که امير نام دارد و صاحب يک رستوران است به پليس گفت؛ من عاشقانه مريم را دوست داشتم و مي خواستم با او ازدواج کنم اما وي پس از مدتي دوستي به من جواب رد داد. من هم به همين دليل تصميم گرفتم از وي انتقام بگيرم. به همين دليل شب ها وقتي کارم در رستوران به پايان مي رسيد شخصي را که از قبل با او هماهنگ کرده بودم سوار خودرو ام مي کردم و هر شب در ازاي پنج هزار تومان او با مريم تماس مي گرفت و وي را تهديد مي کرد. بدين ترتيب امير و همدستش که سعيد نام دارد پس از تکميل تحقيقات و اقرار به مزاحمت هاي شبانه از سوي داديار سهرابي با قرار وثيقه راهي زندان شدند.
به گزارش خبرنگار ما چندي پيش زني با مراجعه به دادسراي رسالت از مردي ناشناس به خاطر ايجاد مزاحمت هاي تلفني شبانه شکايت کرد و خواهان پيگيري اين موضوع و شناسايي فرد مزاحم شد. با ثبت اين شکايت حسن سهرابي- داديار شعبه 13- در اولين مرحله از تحقيقات به بازجويي از شاکي که مريم نام دارد و 30 ساله است، پرداخت. وي در اين خصوص گفت؛ تماس ها هر شب از ساعت 12 نيمه شب آغاز مي شود و تا سه بامداد ادامه دارد. فرد مزاحم در تماس هايش ضمن فحاشي مدام من را تهديد مي کند. وقتي مکان هايي را که فرد مزاحم از آنجا با من تماس گرفته کنترل کردم متوجه شدم وي هر بار و با فاصله چند دقيقه از يک نقطه شهر تماس مي گيرد. يک بار ساعت 30 دقيقه بامداد بود که او از تلفن عمومي حوالي تجريش تماس گرفت و حدود يک ربع بعد از باجه تلفني حوالي بازار تهران مزاحم من شد. به همين ترتيب به فاصله 10 تا 15 دقيقه او از جاهاي مختلفي تماس مي گرفت و اين مساله باعث حيرت من شده است. او هم با موبايلم و هم با تلفن منزلم تماس مي گيرد و اين مزاحمت هاي پي در پي زندگي ما را از حالت عادي خارج کرده است. با بررسي اظهارات شاکي داديار سهرابي سه احتمال را مورد بررسي قرار داد. اول اينکه چون فرد مزاحم هم با موبايل و هم با منزل مريم تماس مي گيرد قطعاً از قبل با او آشنا بوده ضمن اينکه مزاحم يک وسيله نقليه در اختيار دارد و پس از برقراري تماس بلافاصله با خودرواش خود را به محلي ديگر مي رساند. همچنين اين احتمال مطرح شد که مزاحم تا ساعت 12 نيمه شب سرگرم انجام کاري است و احتمالاً کار او تا آن ساعت به طول مي انجامد و وي به همين دليل تماس هايش را از ساعت 12 به بعد آغاز مي کند. بدين ترتيب پس از هماهنگي با اداره مخابرات براي رديابي مزاحم ناشناس نقشه دستگيري وي طراحي شد و ضمن ارائه آموزش هاي لازم به مريم شبي او به همراه ماموران پليس مقابل کلانتري سيدخندان قرار گرفت و منتظر اولين تلفن شد. راس ساعت 12 نيمه شب زنگ موبايل دختر 30 ساله به صدا درآمد و اولين ارتباط برقرار شد. همان لحظه کارمند اداره مخابرات که در تماس مستقيم با ماموران بود اعلام کرد تماس از حوالي ميدان امام خميني(ره) برقرار شده است. به همين خاطر مريم سوار بر خودرو پليس و در حالي که با مزاحم مشغول صحبت کردن بود و تلاش مي کرد مکالمه اش را طولاني کند به سمت ميدان امام خميني(ره) حرکت کرد. پس از گذشت 10 دقيقه در حالي که ماموران به باجه تلفن مورد نظر نزديک مي شدند جوان مزاحم ناگهان تلفن را قطع کرد اما پنج دقيقه بعد مجدداً با موبايل مريم تماس گرفت. اين بار از اداره مخابرات به ماموران اعلام شد تماس از باجه تلفني در خيابان ناصرخسرو گرفته شده است. به اين ترتيب مريم بار ديگر به صحبت خود با فرد مزاحم ادامه داد و سعي کرد اين بار صحبت هايش را طولاني تر کند. ماموران که در آن نزديکي مستقر بودند از اين موقعيت استفاده کردند و دو نفر را در باجه تلفن مورد نظر به محاصره خود درآوردند. دو فرد دستگير شده بلافاصله به کلانتري انتقال يافتند و بازجويي از آنان آغاز و مشخص شد يکي از آنها قبلاً خواستگار مريم بوده و دختر جوان براي ازدواج با او جواب منفي داده بود. اين متهم که امير نام دارد و صاحب يک رستوران است به پليس گفت؛ من عاشقانه مريم را دوست داشتم و مي خواستم با او ازدواج کنم اما وي پس از مدتي دوستي به من جواب رد داد. من هم به همين دليل تصميم گرفتم از وي انتقام بگيرم. به همين دليل شب ها وقتي کارم در رستوران به پايان مي رسيد شخصي را که از قبل با او هماهنگ کرده بودم سوار خودرو ام مي کردم و هر شب در ازاي پنج هزار تومان او با مريم تماس مي گرفت و وي را تهديد مي کرد. بدين ترتيب امير و همدستش که سعيد نام دارد پس از تکميل تحقيقات و اقرار به مزاحمت هاي شبانه از سوي داديار سهرابي با قرار وثيقه راهي زندان شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 19:57 توسط حمید
|