پرونده متهم به قتل جواني كه ارديبهشت‌ماه سال گذشته در خيابان سجاد اصفهان زن سالمندي را به قتل رسانده بود، با صدور كيفر خواست براي محاكمه به دادگاه كيفري استان فرستاده شد. صبح روز بيست‌وچهارم ارديبهشت‌ماه سال گذشته، زني كه در دو اتاق از يك خانه قديمي در محله سجاد اصفهان به اتفاق همسر، دختر و سه پسرش زندگي مي‌كرد براي سركشي به اتاق زن صاحبخانه رفت. ‌

كبري 69 ساله در اتاق خوابيده و پتوي قهوه‌اي رنگي روي سرش كشيده بود، زن مستاجر چندين بار كبري را صدا زد اما هنگامي كه صدايي نشنيد پتو را كنار زد و صورت زن 69 ساله را در حالي كه دهانش با يك روسري بسته شده و كاملا‌ سياه شده بود را ديد. با صداي داد و فرياد زن مستاجر، دختر و شوهر او نيز از قتل كبري مطلع شدند و پس از هماهنگي با دختر بزرگ زن 69 ساله كه در همان نزديكي زندگي مي‌كرد، پليس آگاهي همراه با قاضي حق‌شناس، بازپرس شعبه ششم دادسراي عمومي و انقلا‌ب اصفهان در محل حادثه حاضر شدند. ‌ در بررسي اوليه از منزل كبري مشخص شد خانه قديمي در محله سجاد با پلا‌ك 60 از دو قسمت كاملا‌مجزا تشكيل شده است كه در ضلع شرقي آن خانواده‌اي با سه پسر و يك دختر به عنوان مستاجر زندگي مي‌كنند كه يكي از پسرها در شهركرد مشغول به كار است و ديگري نيز در حال انجام خدمت سربازي است و تنها محمود، پسر دوم خانواده كه شاگرد لوله‌كش بوده و به دلا‌يلي از كار اخراج شده است با آنها زندگي مي‌كند. ‌ در ضلع غربي خانه نيز دو اتاق مسكوني وجود داشت كه در يكي از آنها جسد كبري كشف شد و در ديگري لوازم منزل مقتول نگهداري مي‌شد. ‌

حالت نيمه‌عريان جسد كبري، احتمال وقوع تجاوز به وي را قوت بخشيد، از طرفي ديگر سالم بودن قفل در حياط و اينكه اگر كسي قصد ورود به منزل اين زن را داشته است، قطعا مستاجران آنها كه در نزديكي در اصلي زندگي مي‌كرده‌اند متوجه مي‌شدند، احتمال وقوع قتل توسط يك فرد آشنا را افزايش داد. در تحقيقات اوليه پليس، مشخص شد محمود پسر 24 ساله‌اي كه از حدود 15 روز قبل با پدرش درگير شده و از منزل به حالت قهر خارج شده است، صبح روز حادثه تلفني به مادرش اطلا‌ع داده است كه چند روزي را نزد پسرعمويش خواهد رفت. به دستور قاضي حق‌شناس، پليس تلفن پسرعموي محمود را تحت كنترل قرار داد ولي مشخص شد محمود تنها از تلفن عمومي با وي تماس داشته و نزد او نرفته است. با احضار مصطفي (پسرعموي محمود) حق‌شناس، بازپرس شعبه ششم دادسرا به مردي به نام <عليرضا> كه از دوستان صميمي محمود بود، مشكوك و پس از شناسايي محل زندگي عليرضا، پليس موفق به دستگيري او شد اما اين جوان هم اطلا‌عات مفيدي در اختيار پليس قرار نداد. عليرضا فقط مدعي بود در اين مدت، چندين بار با محمود تلفني صحبت كرده و قرار است محمود مجددا با او تماس بگيرد. با كنترل تلفن عليرضا، نهايتا در روز ششم حادثه، محمود با شماره‌اي از شهرستان تيران وكرون با عليرضا تماس گرفت. پس از بررسي بيشتر مشخص شد خواهر بزرگ محمود چند سالي است كه ازدواج كرده و ساكن شهرستان تيران وكرون است.

با احتمال حضور محمود در منزل خواهرش و صدور نيابت قضايي، صبح اولين روز خردادماه محمود در منزل خواهرش دستگير و به اصفهان منتقل شد.

محمود در بازجويي‌هاي اوليه منكر هرگونه ارتباط با قتل كبري شد، ولي زماني كه در مقابل دلا‌يل و شواهد موجود در پرونده قرار گرفت، مجبور به اعتراف شد. اين مرد به قاضي حق‌شناس گفت: مدتي بود مواد مخدر مصرف مي‌كردم و اخيرا نيز به شدت به كراك اعتياد پيدا كرده بودم، به همين دليل از دوستانم زياد پول قرض مي‌گرفتم تا اينكه بدهي من تقريبا به 500 هزار تومان رسيد. ديگر كسي به من پول قرض نمي‌داد و از كار هم اخراج شدم، از اين رو از پدرم خواستم تا مبلغ 500 هزار تومان به من بدهد، ولي او هم بيكار بود و توان پرداخت اين مبلغ را نداشت، با او دعوايم شد و به نشانه قهر از خانه خارج شدم. دو شب اول را در پارك مقابل منزلمان خوابيدم ولي از شب سوم به پشت‌بام منزلمان رفتم، شب حادثه كه از شدت خماري بي‌‌تاب بودم به قصد تامين پول كراك، از پشت‌بام وارد منزل كبري كه صاحبخانه‌‌مان بود، شدم. ابتدا كنارش نشستم و او را از خواب بيدار كردم. زن سالمند كه حسابي ترسيده بود ابتدا مرا نشناخت، من از او خواستم تا سر و صدا نكند و پس از اينكه خودم را معرفي كردم به او گفتم براي من 500 هزار تومان پول تهيه كند ولي او موضوع را به تمسخر گرفت و با داد و فرياد خواست كه از اتاقش خارج شوم. من نيز در يك لحظه دستم را جلوي دهانش گرفتم و سريع با يك روسي دهانش را بستم.

او كه حسابي ترسيده بود هيچ حركتي نكرد، در اين لحظه به وي تجاوز كردم، پس از آن در حالي كه دهانش را با روسري بسته بودم دست‌هايش را نيز با يك تكه پارچه كه در كنار رختخوابش بود بستم و پتو را روي سرش كشيدم، سپس از ديوار منزل بالا‌ رفتم و از آنجا خارج شدم تا اينكه صبح فردا كه در پارك مقابل منزلمان بودم، ناگهان متوجه فريادهاي پدر و مادرم شدم. آنجا بود كه فهميدم كبري مرده است.

بازپرس حق‌شناس با شنيدن اظهارات متهم، او را مجرم شناخت و پس از بازسازي صحنه قتل و معرفي او به زندان، قرار مجرميت محمود را صادر كرد.

با صدور كيفرخواست و قرار مجرميت محمود، پرونده به شعبه هفدهم تجديدنظر كيفري فرستاده شد تا قاضي هاشم رضايي به اتفاق چهار قاضي مستشار اين دادگاه با در نظر گرفتن محتويات پرونده و رسيدگي به اتهامات اين مرد در شعبه رسيدگي كننده اقدام به صدور حكم كنند