زنان خانه دار و مجرد قربانيان مرد متجاوز
متهم سابقهدار با همدستي يك دختر فراري نقشه حرفهاي اخاذي و تجاوز به زنان خانهدار و طلاق گرفته را طراحي كرد.شيوه كار اين دو متهم به گونهاي بود كه ابتدا با عنوان جعلي مامور برق به منزل زنان خانهدار رفته و در فرصتي مناسب پس از تجاوز، طلا و جواهراتشان را سرقت ميكردند، از سوي ديگر نيز با شناسايي زنان طلاق گرفته به بهانه آشنايي براي ازدواج وارد منازل آنها شده و با درخواست پول اقدام به سرقت ميكردند. در تمامي اين نقشههاي مجرمانه دختر فراري در شناسايي سوژهها و فروش اموال سرقتي نقش همدست را داشت و زمينه وقوع جرم را فراهم ميكرد. اولين شكايت اوايل خردادماه امسال زني جوان به پليس آگاهي استان تهران رفت و در مقابل افسر تحقيق از ماجراي سوءاستفاده يك مرد كه به بهانه ازدواج با او طرح دوستي ريخته بود پرده برداشت. او گفت: چندي قبل از طريق دختري جوان ادعا كرد كه يكي از اقوامش كه مهندس پرواز است قصد ازدواج دارد. من نيز كه چند وقتي است از همسرم جدا شدهام پيشنهاد را پذيرفتم و از آن زمان با اين خواستگار رابطه برقرار كردم. رابطه ما در حدي بود كه او به منزلمان رفت و آمد ميكرد. مدتي گذشت تا اينكه از من مبلغي پول تقاضا كرد. من هم برايش فراهم كردم اما پس از تحويل پول با چاقو مرا تهديد و فرار كرد. اين اتفاق در حالي افتاد كه او به من تجاوز كرده بود. دستگيري متهم سابقهدار با اعلام شكايت اين زن تحقيقات پليس براي پيدا كردن ردپايي از متهم آغاز شد. شاكي در ادامه بررسيها مدعي شد متهم خود را <فرشيد> معرفي كرده است، بدين ترتيب پليس با در دست داشتن اين سرنخ احتمال سابقهدار بودن او را داد از اين رو پس از استعلام سوابق مشخص شد اين متهم پيش از اين چندين سابقه كيفري به اتهامهاي مختلف را به ثبت رسانده است. بر اين اساس با در اختيار داشتن آدرس منزل پدري متهم، براي دستگيري كمين كرده و چند روز پس از اعلام شكايت قرباني او را در حالي كه قصد وارد شدن به منزل پدرش را داشت دستگير كردند. سرباز فراري، مجرم حرفهاي شد ماموران در بررسي سوابق <فرشيد> پيبردند او در دوران سربازي سه بار سابقه فرار از خدمت داشته و هر بار نيز به زندان رفته است. در سال 81 به اتهام فروش مال غير، در سال 83 به اتهام رابطه نامشروع، در سال 84 به اتهام ورود به عنف يك منزل و در سال 85 به اتهام جعل عنوان مامور دولت و آدمربايي به حبس محكوم شده است. در آخرين اتهام نيز با دوست دخترش به شمال رفته اما او را برنگردانده بود به همين خاطر خانواده دختر از او اعلام شكايت كردند. شكايت 8 زن خانهدار و طلاق گرفته از متهم با دستگيري اين متهم 26 ساله، او به پليس آگاهي استان تهران فرستاده شد و در آنجا از سوي افسر تحقيق مورد بازجويي قرار گرفت.سرهنگ اسماعيل هادئي، رئيسپليس آگاهي استان تهران درباره اين پرونده به اعتماد ملي گفت: فرشيد كه با شكايت يكي از قربانيان مواجه شده بود و هيچ راهي براي انكار ارتكاب جرم نداشت، جزئيات نقشه سياه خود براي انتقام و سرقت از زنان را تشريح كرد. اين متهم سرآغاز ارتكاب جرائم را از آخرين باري كه در زندان بود و شماره تلفن يك دختر فراري را از همسلولياش گرفته بود اعلام كرد.با دستگيري فرشيد 8 زن خانهدار و مطلقه كه قرباني نقشه شوم اين متهم شده بودند به پليس آگاهي رفته و اعلام شكايت كردند. اعترافات تلخ متهم در گفتوگو با اعتماد ملي: چند سال داري و در چه كاري شاغلي؟ 26 سالهام. فوقديپلم كامپيوتر هستم. مدتي به عنوان دندانساز تجربي كار كردم. اما شغلم آزاد است. از چه زماني نقشه تجاوز و سرقت از زنان را طراحي كردي؟ در سال 85 وقتي به جرم آدمربايي در زندان بودم، يكي از همسلوليها به من شماره تلفن يك دختر فراري را داد. آن موقع قرار بود به زودي آزاد شوم. به همين خاطر شماره را گرفتم. وقتي از زندان بيرون آمدم با دختر فراري كه افسانه نام داشت تماس گرفتم و از همان جا رابطه ما شكل گرفت. افسانه ليسانس روانشناسي داشت و 8 سالي ميشد كه از خانه فرار كرده بود. آپارتماني در مهرشهر كرج اجاره كرده و به صورت مجرد زندگي ميكرد. زندگي خانوادگيات به چه صورت بود؟ من جدا از خانوادهام در مهرشهر زندگي ميكردم و فقط گاهي به خانه پدريام ميرفتم. افسانه در ارتكاب جرائم چه نقشي داشت؟ او دختر باهوشي بود. ما با هم رابطه بسيار نزديكي برقرار كرديم و حتي به منزل همديگر رفت و آمد ميكرديم. من به مواد مخدر <شيشه> اعتياد دارم. در هر بار مصرف يكصد هزار تومان هزينه مواد مخدرم ميشود. هيچ پولي نداشتم، از طرفي هم افسانه دختري خوشگذران بود. به همين خاطر يك شب براي پول درآوردن نقشه كشيديم. نقشه سرقت به چه شكل بود؟ ما چند راه پيشنهاد كرديم. در اولين مرحله زنان خانهدار سوژه ما بودند. بدين ترتيب افسانه در محلههاي اطراف منزل مسكونياش در مهرشهر، 45 متري گلشهر و... پرسهزني ميكرد و زنان خانهداري كه همسرانشان در ساعاتي از روز سر كار بودند را شناسايي ميكرد. سپس من به عنوان مامور اداره برق مقابل در خانه مورد نظر ميرفتم و زنگ را به صدا درميآوردم. افسانه نيز با خودروي پرايد سفيدرنگ من سر كوچه منتظرم ميايستاد. وقتي سوژه در را باز ميكرد به او ميگفتم كنتور برق خانهشان خراب است و بايد آن را تعمير كنم. آنها هم بدون آنكه از هويت من اطمينان حاصل كنند و كارت شناسايي درخواست كنند من را به داخل راهنمايي ميكردند. همانجا بود كه در فرصت به دست آمده ابتدا با زور و تهديد چاقو به او تجاوز ميكردم و سپس تمامي طلاها و جواهراتش را ميدزديدم. يكي ديگر از شگردها نيز به اين شكل بود كه افسانه به جمعهاي زنانه از جمله استخرها، آرايشگاهها و كلاسهاي ايروبيك ميرفت و در آنجا زنان پولداري كه از همسرانشان جدا شده بودند را شناسايي ميكرد. بعد با آنها طرح دوستي ميريخت و رابطه صميمانهاي برقرار ميكرد. بعد از مدتي نيز با اعلام اينكه يكي از اقوامم مهندس پرواز است و قصد ازدواج دارد مرا به عنوان خواستگار معرفي ميكرد. از همانجا رابطه ما شكل ميگرفت. نحوه سوءاستفاده از زنان مطلقه چگونه بود؟ برخي از اين زنان، مهريهشان را به اجرا گذاشته و همسرانشان در زندان بودند به همين خاطر به طمع ازدواج مجدد با موضوع موافقت ميكردند. ابتدا رفتوآمدها سطحي بود اما به تدريج با نشان دادن خود به عنوان يك فرد بسيار احساسي و عاطفي آنها را فريب داده و وارد زندگي شخصيشان ميشدم. اما در ادامه به آنها ميگفتم كه در حال حاضر شرايط ازدواج را ندارم. تا آن زمان ديگر ميدانستم طلا و جواهراتشان را كجا پنهان ميكنند. آنها حتي حساب بانكيشان را نيز به من داده بودند. رابطه ادامه پيدا ميكرد تا اينكه يك روز از آنها مبلغ قابل توجهي درخواست ميكردم. آنها نيز قبول ميكردند اما به محض فراهم كردن پول، آنها را با چاقو تهديد كرده و حتي طلاهاي آويزان شدهشان را نيز دزديده و فرار ميكردم. آنها حتي شماره تلفن و آدرس درستي از من نداشتند.شگرد ديگر نيز شناسايي دختران دانشجو كه به دنبال هماتاقي ميگشتند بود كه پس از طرح دوستي از طريق افسانه وارد اتاقشان شده و پس از تجاوز اشياي گرانبهايشان را به سرقت ميبردم. افسانه چگونه تو را همراهي ميكرد؟ افسانه طلا و جواهرات سرقت شده را به طلافروشي ميبرد و در حالي كه وانمود ميكرد متعلق به خودش است آنها را بدون برگه خريد، ميفروخت و بيشترين سهم را ميگرفت. البته او خود هم مشكل اخلاقي داشت و با مردان رابطه برقرار كرده بود. در نقشهاي ديگر براي به دست آوردن پول، او افرادي را به خانهاش ميبرد و پس از گذشت ساعتي از تنها ماندن او با مرد بيگانه، من به عنوان مامور اداره آگاهي وارد خانه شده و از طعمه اخاذي ميكردم. به اين شيوه نيز تعداد زيادي از مردان هوسباز را سركيسه كرديم. از سوي ديگر افسانه آدرس خانههاي فساد را داشت و از طريق دو مردي كه با آنها همانند من ارتباط داشت سه تايي به خانههاي فساد ميرفتيم و به عنوان مامور آگاهي اخاذي ميكرديم. با پولها چه كار ميكردي؟ به خاطر اعتيادم همه را صرف شيشه ميكردم. افسانه هم خرج خوشگذراني ميكرد. اگر هدفت سرقت بود چرا به زنان تجاوز ميكردي؟ از زنان متنفر بودم. در سال 80 جواني بودم بدون هيچ سابقه كيفري. به مدت 2 سال با دختري رابطه داشتم. بسيار به او علاقهمند بودم. قصد ازدواج داشتيم اما يك روز پليس او را به اتهام رابطه نامشروع با مرد ديگري دستگير كرد. از همان زمان نسبت به زنان احساس بدي داشتم و حس ميكردم همهشان خيانتكار هستند. پس از آن چندين بار با زنان رابطه نامشروع داشتم و حتي صيغهنامهها را نيز جعل ميكردم. تحقيقات پليس براي دستگيري همدست فراري سرهنگ هادئي ادامه داد: با توجه به اينكه دختر فراري نقش زيادي در ارتكاب جرائم ايفا كرده است تحقيقات براي دستگيري او آغاز شده چرا كه او به محض اطلاع از دستگيري فرشيد از محل زندگياش متواري شده است.