گروه حوادث؛ مرد سرايدار که با انگيزه سرقت يک پزشک را به قتل رسانده و جسدش را مثله کرده بود در پي بازجويي هاي مکرر جرمش را پذيرفت.روز چهارم تيرماه زماني که زني با مرکز فوريت هاي پليسي شهرستان نظرآباد تماس گرفت و از غيبت چهار روزه همسرش خبر داد ماموران بلافاصله وارد عمل شدند. آنان که مي دانستند مرد مفقود شده يک پزشک ميانسال است و مطب وي در خيابان اشرفي اصفهاني قرار دارد به سرعت به محل موردنظر رفتند و پس از ورود به ساختمان متوجه شدند بوي تعفن تمام محوطه را فرا گرفته است. از اين رو با کسب دستور قضايي در مطب را شکستند و وارد آنجا شدند. آشفتگي مطب ظن پليس را نسبت به اين موضوع که علي- پزشک مفقودشده- به قتل رسيده است قوت بخشيد اما در نگاه اول اثري از جنازه يافت نشد تا اينکه ماموران با گشودن در کمد ديواري دو کيسه پلاستيکي مشکي رنگ پيدا کردند که داخل آنها اعضاي بريده شده جسد علي پنهان شده بود. کارآگاهان جنايي که از طريق گزارش همکاران خود از واقعه مطلع شده بودند پس از حضور در مطب به بازرسي دقيق و موشکافانه پرداختند و يک ساعت مچي يافتند که بند آن بريده شده و از دست صاحبش افتاده بود. اين ساعت بنا به گفته اهالي ساختمان متعلق به مرد سرايدار بود. به اين ترتيب اکبر درست در همان دقايقي که در حال بستن ساک خود براي فرار از مهلکه بود به دام افتاد و بازداشت شد. وي هنگامي که در پليس آگاهي پشت ميز بازجويي نشست با اصرار اتهام قتل را انکار کرد اما پذيرفت جسد علي را مثله کرده است. اکبر گفت؛ دو روز قبل وارد مطب دکتر شدم و جسد وي را ديدم. هراس از اين موضوع که قتل به گردن من بيفتد سبب شد به فکر خارج کردن جنازه از آنجا بيفتم براي همين جسد را مثله کردم.اين ادعاها در حالي مطرح شد که پزشکي قانوني نيز زمان فوت پزشک را حدود دو روز قبل از کشف جنازه اعلام کرد. هر چند گفته هاي مرد سرايدار با واقعيت تطابق داشت اما تمامي شواهد نشان مي داد وي فقط پرده دوم از سناريوي جنايي را بازگو کرده و درباره بخش اصلي واقعه به دروغگويي و کتمان حقيقت مي پردازد. به اين خاطر بازجويي هاي مکرر از اکبر ادامه يافت و کارآگاهان وي را در مسيري قرار دادند که اعتراف به قتل تنها راه چاره او بود. متهم هنگامي که علاوه بر جرم مثله کردن جسد کشتن پزشک را نيز پذيرفت واقعه را اين طور شرح داد؛ شامگاه اول تيرماه بود که به همراه دکتر مشغول تماشاي بازي فوتبال شدم. پس از اتمام مسابقه علي براي استراحت به اتاق خودش رفت همان موقع بود که وسوسه سرقت وسايل قيمتي داخل کشو و کمدهاي دکتر مرا تحريک کرد با کليدهايي که از تمامي اتاق هاي مطب داشتم به جست وجو در آنجا بپردازم. تا ساعت 30/6 صبر کردم و سپس وقتي وارد اتاق علي شدم و اطمينان يافتم وي غرق در خوابي عميق است يک چوبدستي بزرگ برداشتم و چند ضربه به سر وي زدم و او را در همان حال که خواب بود به قتل رساندم. بعد از آن با سرقت اشياي قيمتي در مطب را قفل کردم و به اتاقک خودم بازگشتم. تا دو روز وارد قتلگاه نشدم و روز سوم تير وقتي براي بررسي اوضاع به آنجا رفتم ديدم جنازه فاسد شده است. براي اينکه بتوانم جسد را از آنجا خارج کنم بايد ابتدا آن را قطعه قطعه مي کردم. هدفم اين بود که پيکر علي را در جايي مناسب دفن کنم يا به آتش بکشم اما از مثله کردن آن وحشت داشتم. سرانجام ساعت 3 بامداد روز بعد در حالي که براي به دست آوردن شهامت مقدار زيادي ماده مخدر شيشه مصرف کرده بودم به مطب بازگشتم. اندام علي را بريدم و در پنج کيسه نايلوني قرار دادم. کيسه اول را داخل قنات آب انداختم، دومي را در اطراف روستاي حسن آباد و سومين کيسه را نيز در جاده هاي خاکي روستاي رضاآباد رها کردم اما چون اطراف ساختمان شلوغ شده بود از خارج کردن بقاياي جسد ترسيدم و بقيه کارم را به شب موکول کردم البته فرصت اين کار را به دست نياوردم.در ادامه تحقيقات هنگامي که افسران بازجويي از اکبر خواستند درباره آلت قتاله توضيح بدهد. وي گفت؛ چوبدستي را به همراه رختخوابي که دکتر در آن خوابيده بود و همچنين البسه يي که شب قتل به تن داشتم در بيابان هاي اطراف محله هاي سيدجمال الدين و رسالت به آتش کشيدم.

سرهنگ بيرانوند رئيس پليس شهرستان نظرآباد ساوجبلاغ درباره آخرين اقدامات صورت گرفته درخصوص اين جنايت گفت؛ ماموران با توجه به اعترافات متهم توانستند سه کيسه حاوي اعضاي بريده شده علي را به دست بياورند و در نهايت پرونده متهم به مراجع قضايي ارجاع شد.