ازدواج با کانديداي شماره 45 عاقبت خوشي نداشت
مردي که براي ازدواج به خواستگاري 44 دختر رفته بود سرانجام مدتي بعد از زندگي مشترک با کانديداي شماره 45 مورد سوءظن همسرش قرار گرفت و به دادگاه خانواده فرا خوانده شد.به گزارش خبرنگار ما اين مرد که فرهاد نام دارد صبح روز گذشته با شکايت همسرش شادي به دادگاه خانواده مراجعه کرد تا در برابر ادعاي همسرش پاسخگو باشد. در جلسه رسيدگي به اين پرونده که در شعبه 268 مجتمع قضايي خانواده ونک به رياست قاضي حسن عموزادي برگزار شد، شادي با طرح اين ادعا که فرهاد با زن ديگري رابطه دارد خواستار جدايي از وي شد. او گفت؛ پدر من وکيل دادگستري است و شوهرم مدت ها قبل، از کارآموزان او بود. رفت و آمدهاي فرهاد به دفتر پدرم باعث شد با هم آشنا شويم و پس از مدتي ازدواج کنيم.قبل از عروسي من درباره فرهاد تحقيق کردم و مطمئن شدم او جوان پاک و سالمي است و با ايده آل هاي من همخواني دارد. اما تا پيش از مراسم عروسي شناخت زيادي راجع به خانواده اش نداشتم. پس از آغاز زندگي مشترک مان بود که به تدريج به تفاوت هاي خانوادگي مان پي بردم. خانواده فرهاد از طبقه پايين فرهنگي جامعه هستند و افکاري به شدت سنتي دارند. در حالي که پدر من سال ها وکالت کرده و در خانواده ام هيچ کمبودي احساس نمي کردم. از سويي مادر و خواهر فرهاد طي مدت کوتاه زندگي مشترک مان در مسائل خصوصي مان دخالت مي کردند. اين زن ادامه داد؛ تحمل اين مسائل برايم تا وقتي ممکن بود که از پاکي شوهرم اطمينان داشتم اما از مدتي قبل که يکي از همسايه ها از حضور زني غريبه در خانه ام خبر داد، تصميم گرفتم به زندگي ام با فرهاد پايان دهم.به دنبال اظهارات شادي رئيس دادگاه از شوهرش خواست در اين باره توضيح دهد. فرهاد گفت؛ من به همسرم علاقه زيادي دارم و دليلي وجود ندارد با زن ديگري رابطه داشته باشم. شادي چهل وپنجمين دختري است که من به خواستگاري اش رفتم. قبل از او به خواستگاري 44 دختر ديگر هم رفته بودم اما هيچ کدام از آنها نظر مرا جلب نکردند. در اين بين رفت و آمدم به دفتر وکالت پدر شادي باعث شد به اين دختر علاقه مند شوم و از او خواستگاري کنم. فرهاد در مورد رابطه اش با يک زن ديگر نيز گفت؛ چند روز قبل دختر برادرم را به خانه بردم اما همسايه ها چون او را نمي شناختند فکر کردند او غريبه است. اين مرد همچنين ادامه داد؛ شدت علاقه ام به شادي به حدي است که از هم اکنون براي او و خودم يک قبر دوطبقه در بهترين قطعه بهشت زهرا خريده ام تا بعد از مرگ نيز کنار هم باشيم و مطمئنم که در ادامه زندگي خوبي با هم خواهيم داشت. مشکل ما نداشتن بچه است. اگر صاحب فرزند شويم همه مسائل خود به خود حل مي شود. از ابتدا شادي و خانواده اش هر شرطي را اعلام کردند من پذيرفتم. اما به هيچ وجه حاضر به جدايي از او نيستم.در ادامه قاضي عموزادي از شادي خواست به خانه شوهرش برگردد و با او زندگي کند اما وقتي با اصرار او براي جدايي از فرهاد روبه رو شد پرونده را به واحد داوري ارجاع داد.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۸۷ ساعت 18:4 توسط حمید
|