پسري پس از سه سال قاتل پدرش را دستگير کرد
|
پسري پس از سه سال جست وجو بالاخره قاتل پدرش را به دام انداخت و به نيروي انتظامي تحويل داد. به گزارش خبرنگار ما متهم به قتل که ايوب نام دارد در سال 84 مرد باغداري را در شهرستان فاروج واقع در استان خراسان شمالي به قتل رساند و از آن زمان فراري بود تا اينکه پسر مقتول محل زندگي او را در تهران پيدا کرد و وي را به پليس تحويل داد. وقوع قتل روز هفت تيرماه سال 84 پسر جواني سراسيمه خودش را به پاسگاه نيروي انتظامي فاروج رساند و خبر داد مردي به نام ايوب پدر او را به قتل رسانده است. اين جوان توضيح داد؛ «من و پدرم در باغ مان بوديم که ايوب با ما درگير شد و چند ضربه به پدرم زد و مرا هم به باد کتک گرفت. پدرم در جريان اين درگيري ناگهان روي زمين افتاد. ايوب وقتي فهميد پدرم را کشته است به سرعت فرار کرد.» بعد از تشکيل پرونده قتل مرد 53ساله که رسول نام داشت ماموران پليس فاروج به جست وجوي متهم به قتل فراري پرداختند اما تلاش هايشان بي نتيجه ماند تا اينکه اسفندماه همان سال فهميدند ايوب به تهران گريخته است. به اين ترتيب گروهي از ماموران روز دوم اسفندماه سال 84 با در دست داشتن برگه نيابت قضايي به تهران آمدند و با همکاري کارآگاهان جنايي تهران کوشش کردند ردي از قاتل فراري بيابند اما تحقيقات آنها بي نتيجه ماند. بعد از آن پليس تهران در چند مرحله ديگر نيز به پيگيري سرنخ هاي موجود از ايوب پرداخت ولي نتوانست اين مرد را دستگير کند. سه سال جست وجو در همان حال که کارآگاهان تلاش مي کردند محل زندگي متهم به قتل را پيدا کند پسر بزرگ مقتول نيز به جست وجو براي يافتن ايوب پرداخت تا اينکه بعد از سه سال پرس وجو و تحقيق متوجه شد قاتل پدرش در يک نانوايي در خيابان کارون کار مي کند. او ظهر چهارشنبه هفته گذشته به نانوايي رفت و ايوب را در حالي که در مغازه خوابيده بود، مشاهده کرد و به طرفش رفت. متهم به قتل 26 ساله که بعد از سه سال با پسر مقتول روبه رو شده بود و خودش را در تله مي ديد با ديدن او سعي کرد فرار کند اما نتوانست و پسر رسول با وارد کردن ضربه يي وي را از ناحيه پا مجروح کرد و بلافاصله با پليس 110 تماس گرفت. به اين ترتيب گروهي از ماموران کلانتري نواب به نانوايي رفتند و ايوب را بازداشت کردند. اعتراف در ادامه ايوب به اداره 10 پليس آگاهي تهران منتقل شد و تحت بازجويي قرار گرفت. وي اتهام قتل را پذيرفت و گفت؛ «من و پسر بزرگ رسول مدت ها با هم اختلاف داشتيم تا اينکه بالاخره درگيري هايمان پايان يافت و روابط دوستانه يي را با هم شروع کرديم با اين وجود رسول هنوز با من مشکل داشت و به هر بهانه يي با من درگير مي شد.» وي افزود؛ روز حادثه من و چند نفر از دوستانم براي گردش و خوردن ميوه به باغ هاي اطراف فاروج رفتيم و در باغي که در همسايگي باغ رسول قرار داشت به استراحت مشغول شديم اما رسول به خاطر اختلافاتي که با من داشت فکر مي کرد مي خواهم وارد باغ او شوم به همين دليل به همراه پسر کوچکش شروع به فحاشي کرد و سپس به طرف من و دوستانم حمله ور شد. پسر رسول با چوبي که همراه داشت چند ضربه به من زد و من نيز چاقويم را در آوردم و با آن رسول را کشتم و ضربه يي هم به گردن پسرش وارد کردم. بعد از آن به مشهد گريختم و سپس به تهران آمدم و در نانوايي يکي از همشهري هايمان مشغول به کار شدم.بنابر اين گزارش پس از اعترافات متهم به قتل وي به پليس شهرستان فاروج تحويل داده شد. |
+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۸۷ ساعت 15:6 توسط حمید
|