قاتل با حکم ديوان عالي کشور در يک قدمي قصاص قرار گرفت
قتل زن جوان به خاطر مقاومت در برابر تعرض


گروه حوادث؛ حکم قصاص مردي که با نيت تعرض به همسر دوستش وارد خانه او شده و وي را به قتل رسانده بود، از سوي ديوان عالي کشور تاييد شد.

ساعت 7 صبح روز 16 شهريور ماه سال 85 فرد ناشناسي با مرکز فوريت هاي پليسي تماس گرفت و از وقوع جنايتي در خانه شماره 10 خيابان مطهري اصفهان خبر داد. به دنبال اعلام اين گزارش اکيپي از ماموران به محل وقوع حادثه رفتند و با پيکر بي جان زني 29 ساله به نام نجمه روبه رو شدند.

بررسي جسد نجمه نشان داد او بر اثر اصابت جسمي سخت و نوک تيز بر سرش به قتل رسيده است. همچنين لکه هاي خون که به طور پراکنده اطراف جسد و روي فرش مشاهده مي شد و به هم ريختگي اتاقي که جسد در آن بود از درگيري و کشمکش نجمه با قاتلش حکايت داشت.

در همين حال وجود وسايل پذيرايي در بخش ديگري از خانه نشان مي داد قاتل از آشنايان مقتول است و به راحتي و احتمالاً تحت عنوان ميهمان وارد منزل وي شده است. تمام اين اطلاعات در حالي به دست آمد که دختر چهار ساله مقتول در زمان وقوع جنايت در يکي از اتاق هاي خانه محبوس شده و صداي فريادهاي مادرش را پيش از مرگ شنيده بود.

در ادامه نادر - شوهر مقتول - که لحظاتي پس از حضور ماموران به خانه اش رسيده و از ديدن جنازه همسرش شوکه شده بود تحت بازجويي قرار گرفت. او گفت ديروز به محل کارم رفتم و غافل از اينکه چه اتفاقي در خانه ام در حال وقوع است با خيال راحت آنجا بودم. هيچ تماسي هم از طرف همسرم با من گرفته نشد اما صبح امروز - روز حادثه- که به خانه آمدم با ازدحام مردم مقابل خانه مواجه شدم و فهميدم چه بلايي سر همسرم آمده است.

هنگامي که از نادر سوال شد به چه کسي مظنون است، پاسخ داد هر کس نجمه را کشته از نبود من در خانه اطلاع داشته و با علم به اينکه من شب کار هستم وارد منزلم شده است. او سپس يکي از دوستانش به نام احمد را به عنوان مظنون معرفي کرد و گفت ما با هم رفت و آمد خانوادگي داشتيم اما اخيراً به خاطر بدهي که به احمد داشتم رفتار او با من تغيير کرده بود. احتمال دارد او به خاطر انتقام جويي همسرم را کشته باشد.

بدين ترتيب تنها مظنون پرونده احضار شد و تحت بازجويي قرار گرفت. احمد ابتدا منکر داشتن هرگونه ارتباطي با اين ماجرا شد، اما هنگامي که تحقيقات فني - پليسي از وي ادامه يافت حضور در خانه نجمه را پذيرفت اما مرگ اين زن را يک اتفاق دانست. احمد گفت؛ من دوست نادر بودم و اصلاً نجمه را نمي شناختم و به همين دليل گاهي به خانه نادر رفت و آمد داشتم. نجمه زن محجوب و خوبي بود و هر وقت که من در خانه شان حضور داشتم از روي حجب و حيا سرش پايين بود.

احمد ادامه داد؛ چون نادر شرايط مالي خوبي نداشت من گاهي اوقات به خانواده اش کمک مي کردم و هيچ مشکلي هم با آنها نداشتم. روز حادثه به خانه نادر رفتم. او در منزل نبود و همسرش در را باز کرد و به استقبالم آمد. پس از آنکه وارد شدم و او نيز پذيرايي مختصري انجام داد بلند شد و به سمت حمام رفت اما درست وقتي به ديوار نوک تيزي که آنجا بود رسيد پايش ليز خورد و سرش به ديوار اصابت کرد و به زمين افتاد. وقتي بالاي سر او رفتم فهميدم مرده است.

در پي اظهارات احمد از آنجايي که ادعايش مبني بر دخالت نداشتن در مرگ نجمه قانع کننده تشخيص داده نشد، او به دستور بازپرس شاه محمدي به بازسازي صحنه پرداخت اما بازسازي صحنه با گفته هايش تناقض هاي زيادي داشت. بدين ترتيب بازجويي ها از متهم ادامه يافت تا اينکه او حرف هاي جديدي را مطرح کرد و گفت؛ روز حادثه براي گرفتن طلبم به خانه نادر رفتم. دخترش در را باز کرد و من وارد شدم. در مورد طلبم با همسر نادر صحبت کردم اما او از حرف هايم ناراحت شد و شروع به فحاشي کرد. سعي کردم اين زن را آرام کنم اما او که عصباني شده بود به ناسزاگويي ادامه داد تا اينکه من هم کنترلم را از دست دادم و گوشتکوبي را که آنجا بود برداشتم و به طرف نجمه پرتاب کردم. او که پشتش به من بود يک لحظه به طرفم برگشت و گوشتکوب به سرش برخورد کرد. من که دست و پايم را گم کرده بودم براي خلاصي از مکافات اين اتفاق پيکر نيمه جان او را کشان کشان به طرف حمام بردم و بدنش را طوري قرار دادم که تصور شود سرش به ديوار خورده است.

کارآگاهان که اظهارات احمد را به دقت مورد بررسي قرار داده بودند باز هم گفته هاي او را مطابق واقعيت تشخيص ندادند و به اين دليل که اختلاف مالي احمد و نادر نمي توانست به انگيزه يي قوي براي ارتکاب به قتل تبديل شود، فرضيه تعرض به مقتول را مطرح کردند و با اين محور بار ديگر به بازجويي از احمد پرداختند.

در اين مرحله از تحقيقات احمد که راه گريزي براي خود نمي ديد نام زني به نام سميرا را به ميان آورد و سناريوي ديگري را مطرح کرد. او گفت؛ مدتي است با سميرا ارتباط دارم. او که از رفت و آمد من به خانه نادر مطلع بود به نجمه حسادت مي کرد تا اينکه مدتي قبل او مرا تحت فشار قرار داد و خواست هر طور شده نجمه را بي آبرو کنم. من هم برخلاف ميلم به خاطر اصرار سميرا ساعت 11 شب در حالي که مي دانستم شوهر نجمه خانه نيست به منزلش رفتم. مقتول به گرمي از من پذيرايي کرد و در ادامه در مورد طلبم از نادر با هم صحبت کرديم اما وقتي تصميم گرفتم به او تعرض کنم با مقاومت وي روبه رو شدم. او با چنگ و دندان از خودش محافظت مي کرد و اجازه نمي داد نزديک شوم. من که مي دانستم او ماجرا را براي شوهرش تعريف خواهد کرد سرش را چندين بار به ديوار کوبيدم و پس از آنکه از مرگش مطمئن شدم تصميم گرفتم صحنه قتل را تغيير دهم.

پس از اعترافات متهم به قتل، کودک چهار ساله مقتول نيز گفت؛ آن شب من در خانه را باز کردم. احمد وارد شد. او کلاه سياهي سرش بود و وقتي وارد اتاق شد مرا به اتاقم برد و من خوابيدم. چند دقيقه بعد با صداي فرياد مادرم از خواب بيدار شدم اما ترسيدم از اتاق بيرون بروم. احمد مادرم را کتک مي زد و مادرم هم ناله مي کرد و با داد و فرياد کمک مي خواست. من يک لحظه از لاي در ديدم که احمد چند بار سر مادرم را به زمين کوبيد و بعد او را نزديک حمام برد. من خيلي ترسيده و در گوشه يي پنهان شده بودم. وقتي ديگر صدايي نيامد فهميدم احمد رفته است. بعد از آن بيرون آمدم و ديدم سر مادرم خوني است و روي زمين خوابيده است. هر چه او را صدا زدم جوابم را نداد.

بدين ترتيب با تکميل تحقيقات با صدور کيفرخواست پرونده براي صدور راي به شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان ارسال شد. قاضي هاشم رضايي بعد از استماع کيفرخواست از احمد خواست از خود دفاع کند. متهم به تشريح ماجرا پرداخت و با بيان اظهارات قبلي اش از اولياي دم مقتول تقاضاي عفو و بخشش کرد.

در پايان جلسه رئيس دادگاه همراه با چهار مستشار خود وارد شور شدند و سرانجام با توجه به شواهد و قرائن موجود، وقوع قتل عمدي را محرز تشخيص دادند و به اتفاق آرا احمد را به قصاص نفس محکوم کردند.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت در ادامه حکم براي تاييد نهايي به شعبه 16 ديوان عالي کشور ارسال شد. قضات اين شعبه پس از مطالعه دقيق پرونده با استناد به گزارش پزشکي قانوني و اظهارات دختر مقتول و همچنين اقرار متهم، با تاييد راي صادره آن را براي اجرا به واحد اجراي احکام دادسراي جنايي اصفهان ارجاع کردند