رضا صالحي‌پژوه:‌ با صدور كيفرخواست براي متهمان يك قتل خانوادگي پرونده براي رسيدگي بيشتر به شعبه هفدهم تجديدنظر (كيفري) استان اصفهان فرستاده شد.نيمه شهريورماه سال گذشته مرد جواني به پليس آگاهي فلا‌ورجان اصفهان مراجعه و از مفقود شدن برادر 34‌ساله‌اش به نام <غلا‌م‌نبي> اعلا‌م شكايت كرد.

اين مرد جوان كه از اتباع كشور افغانستان بود در شكايتش اظهار داشت: برادرم كه داراي همسر و دو فرزند مي‌باشد مدتي قبل با دختري از هم‌وطنانمان به نام نازگل 17‌ساله فرار كرده بود ولي دو روز پيش آنها مجددا به منزلشان بازگشتند و نازگل نزد خانواده‌اش رفت.

با به دست آمدن اين سرنخ، پليس خانواده نازگل را زير نظر گرفت و پس از تحقيقات اوليه مشخص شد مرد جواني به نام گل‌ميرزا كه شوهر خواهر نازگل مي‌باشد با غلا‌م دوست بوده است. به همين دليل ظن پليس به نازگل و برادرانش بيشتر شد.

سپس به دستور بازپرس شعبه دوم دادسراي عمومي فلا‌ورجان، مجيد و محمد كه برادرهاي نازگل بودند دستگير شدند و در تحقيقات بعدي پليس آگاهي هم مشخص شد همزمان با مفقود شدن غلا‌م، نازگل نيز به طرز مشكوكي ناپديد شده است.

در ادامه تحقيقات بازپرس پرونده دستور بازداشت پدر و مادر و شوهر خواهر نازگل را نيز صادر كرد ولي لحظاتي قبل از دستگيري گل‌ميرزا، وي موفق به فرار از دست پليس شد.

با به دست آمدن سرنخ‌هاي فوق، متهمان كه ابتدا هرگونه ارتباط با ناپديد شدن غلا‌م را انكار مي‌كردند مجبور به اعتراف شدند و مجيد 25‌ساله در اظهارات خود نزد بازپرس شعبه دوم دادسراي فلا‌ورجان گفت: غلا‌م و گل‌ميرزا كه دامادمان بود از قبل با هم رفاقت داشتند، از اين‌رو به منزل ما زياد رفت و آمد داشت، تا بعد از مدتي متوجه شديم در حالي كه او زن و دو فرزند داشت با خواهرمان ارتباط دارد، سپس از وي خواستيم ديگر به منزلمان رفت و آمد نكند و اجازه بيرون رفتن از خانه را هم به نازگل نداديم ولي بعد از گذشت حدود يك هفته نازگل توانسته بود از فرصت استفاده كند و همراه غلا‌م از منزل فرار كند.

وي همچنين ادامه داد: حدود 2 ماه خانواده ما و خانواده غلا‌م دنبال آنها گشتيم تا اينكه يك روز گل‌ميرزا به من گفت: من از محلي كه نازگل و غلا‌م در آنجا زندگي مي‌كنند اطلا‌ع دارم.

سپس با هماهنگي وي نازگل به خانه بازگشت و ما او را در خانه زنداني كرديم، پدرم هم براي جلوگيري از آبروريزي به وجود آمده اصرار داشت تا نازگل و غلا‌م با هم ازدواج كنند.

از همين جهت شب حادثه غلا‌م را به منزلمان دعوت كرديم و از او خواستيم تا شرايط ما را براي ازدواج با نازگل قبول كند ولي او با اين موضوع مخالفت كرد. سپس او در حالي كه عصباني شده بود و قصد خارج شدن از منزل را داشت، من و برادرم به سمت وي حمله كرديم، در اين حين شوهرخواهرم هم به كمك ما آمد و ما توانستيم غلا‌م را با طناب خفه كنيم. پس از آنكه از مرگ غلا‌م مطمئن شديم گل‌ميرزا گفت اگر نازگل زنده بماند او حتما ما را لو خواهد داد. سپس من و محمد، نازگل را كنار جسد غلا‌م آورديم و با ديدن جسد وي خواهرمان از حال رفت و ما نيز همان طناب را دور گردن وي بستيم و آن‌قدر كشيديم تا سياه شد. سپس اجساد را درون پتو پيچيديم و پتو را درون يك كيسه گذاشتيم و داخل يك چاه در شهرستان پيربكران انداختيم.

با راهنمايي متهمان پليس موفق به كشف اجساد مقتولا‌ن شد و پس از انجام مراحل بازسازي قتل و تطابق با اعترافات آنها دستور بازداشت موقت مجيد و محمد و تعقيب و دستگيري گل‌ميرزا را صادر كرد كه پس از عدم حصول نتيجه جهت دستگيري تنها متهم فراري اين پرونده، بازپرس شعبه دوم دادسراي فلا‌ورجان اقدام به صدور كيفرخواست براي مجيد و محمد نمود تا پنج قاضي در شعبه هفدهم تجديدنظر (كيفري) استان اصفهان اقدام به صدور راي كنند.