دو سارق به بهانه ترک اعتياد خانه دوست شان را غارت کردند
فرد معتادي که براي رهايي از اعتياد از دو دوستش کمک گرفته بود با خيانت آنان مواجه شد و پنج ميليون تومان از وسايل خانه اش به يغما رفت.
به گزارش خبرنگار ما چندي قبل فردي به نام اژدر با مراجعه به دادسراي ناحيه چهار تهران از دو دوستش به نام هاي ابراهيم و نادر به اتهام سرقت لوازم منزلش شکايت کرد. او به بازپرس ولي زاده رئيس شعبه شش بازپرسي گفت؛ مدت ها است که من به مواد مخدر اعتياد پيدا کرده ام. اعتياد من باعث از هم پاشيدگي زندگي ام شد و مدتي قبل همسرم به رغم علاقه يي که به من داشت همراه دو فرزندم خانه را ترک کرد و تنها شرط بازگشت به خانه را ترک اعتياد من اعلام کرد. من هم چون واقعاً زندگي ام را دوست داشتم تصميم گرفتم هر طور شده خواسته همسرم را عملي کنم اما چون راه درستي را انتخاب نکردم مشکلات بيشتري برايم به وجود آمد. وقتي نيتم را براي ترک مواد با يکي از دوستان قديمي ام به نام نادر در ميان گذاشتم او ضمن تشويق من گفت شخصي به نام ابراهيم را مي شناسد که تبحر خاصي در اين کار دارد و مي تواند به من کمک زيادي کند. پس از آن چون در خانه تنها بودم نادر و ابراهيم به منزلم آمدند تا به طور شبانه روزي از من پرستاري کنند. آنها قرص هاي آرامبخش قوي به من مي خوراندند تا دردي احساس نکنم. به همين دليل اکثر اوقات خواب بودم و چيزي متوجه نمي شدم. اين روند حدود دو ماه به طول انجاميد و دوستانم با بهانه هاي مختلف مي گفتند دوره درمان بايد باز هم ادامه يابد. در اين مدت من هيچ ارتباطي با محيط خارج از خانه نداشتم. فقط روزي دو وعده غذا مي خوردم و مابقي ساعات را مي خوابيدم. تا اينکه يک روز که بيدار شدم وقتي به دور و اطرافم نگاه کردم متوجه شدم مقداري از وسايل خانه ام ناپديد شده است. جاروبرقي، ماکروفر، قاليچه ابريشمي و خيلي از وسايل باارزش خانه سر جايشان نبود. چند روز از اين ماجرا گذشت اما وقتي مدتي بعد دوباره اجناس خانه را کنترل کردم، متوجه شدم اين بار وسايل بيشتري مفقود شده است. موضوع را به نادر گفتم و او جواب داد چند روز قبل زنم آمده و همه جهيزيه اش را با خود برده است. با همسرم تماس گرفتم و به او پرخاش کردم اما او گفت از اين ماجرا بي اطلاع است. او حتي به من تهمت زد و گفت خودم لوازم خانه را فروخته ام و خرج تهيه مواد کرده ام.مرد مالباخته ادامه داد؛ سرقت لوازم خانه ام از يک سو و حرف هاي همسرم از سوي ديگر باعث عذابم شده بود و تصميم گرفتم هرطور شده از واقعيت مطلع شوم. اين ماجرا ادامه داشت و هر روز تعدادي از وسايلم کم مي شد تا اينکه يک روز صبح زود که از خواب بيدار شدم ابراهيم را در حالي که مشغول جمع کردن فرش پذيرايي خانه بود ديدم و پي بردم ماجراي سرقت وسايل خانه کار او و نادر است. از آنها توضيح خواستم اما دوستان خيانتکارم سرقت را گردن نگرفتند و خانه ام را ترک کردند. ارزش اموالي که سارقان از خانه ام دزديدند، بالغ بر پنج ميليون تومان است.در پي شکايت مالباخته بازپرس پرونده با بررسي شواهد موجود حکم جلب دو سارق را صادر کرد و بلافاصله ماموران پايگاه چهارم پليس آگاهي موفق به دستگيري نادر و ابراهيم شدند.دو متهم ماجراي سرقت را انکار کردند اما در ادامه بازجويي ها لب به اعتراف گشودند و سرقت از منزل دوست شان را پذيرفتند. نادر گفت؛ وقتي اژدر خبر داد همسرش به خاطر اعتياد او خانه را ترک کرده من براي اينکه پاتوقي داشته باشم او را تشويق به ترک کردم و با اين بهانه همراه با ابراهيم به خانه اش رفتم. در مدت دو ماهي که در خانه او بوديم قرص هاي آرامبخش قوي به او مي داديم و وي مدام خواب بود. از آنجا که من و ابراهيم بيکار هستيم و از سويي براي تامين هزينه هاي اعتيادمان درآمدي نداريم از اين موقعيت استفاده کرديم و به تدريج اموال اژدر را فروختيم. طي اين مدت وضعيت اژدر به گونه يي بود که متوجه سرقت وسايلش نشد اما پس از دو ماه سرانجام پي برد دزدي ها کار ما است.در پي اعترافات اين دو متهم بازپرس ولي زاده هر دو را با صدور قرار قانوني روانه زندان کرد. هم اکنون تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار ما چندي قبل فردي به نام اژدر با مراجعه به دادسراي ناحيه چهار تهران از دو دوستش به نام هاي ابراهيم و نادر به اتهام سرقت لوازم منزلش شکايت کرد. او به بازپرس ولي زاده رئيس شعبه شش بازپرسي گفت؛ مدت ها است که من به مواد مخدر اعتياد پيدا کرده ام. اعتياد من باعث از هم پاشيدگي زندگي ام شد و مدتي قبل همسرم به رغم علاقه يي که به من داشت همراه دو فرزندم خانه را ترک کرد و تنها شرط بازگشت به خانه را ترک اعتياد من اعلام کرد. من هم چون واقعاً زندگي ام را دوست داشتم تصميم گرفتم هر طور شده خواسته همسرم را عملي کنم اما چون راه درستي را انتخاب نکردم مشکلات بيشتري برايم به وجود آمد. وقتي نيتم را براي ترک مواد با يکي از دوستان قديمي ام به نام نادر در ميان گذاشتم او ضمن تشويق من گفت شخصي به نام ابراهيم را مي شناسد که تبحر خاصي در اين کار دارد و مي تواند به من کمک زيادي کند. پس از آن چون در خانه تنها بودم نادر و ابراهيم به منزلم آمدند تا به طور شبانه روزي از من پرستاري کنند. آنها قرص هاي آرامبخش قوي به من مي خوراندند تا دردي احساس نکنم. به همين دليل اکثر اوقات خواب بودم و چيزي متوجه نمي شدم. اين روند حدود دو ماه به طول انجاميد و دوستانم با بهانه هاي مختلف مي گفتند دوره درمان بايد باز هم ادامه يابد. در اين مدت من هيچ ارتباطي با محيط خارج از خانه نداشتم. فقط روزي دو وعده غذا مي خوردم و مابقي ساعات را مي خوابيدم. تا اينکه يک روز که بيدار شدم وقتي به دور و اطرافم نگاه کردم متوجه شدم مقداري از وسايل خانه ام ناپديد شده است. جاروبرقي، ماکروفر، قاليچه ابريشمي و خيلي از وسايل باارزش خانه سر جايشان نبود. چند روز از اين ماجرا گذشت اما وقتي مدتي بعد دوباره اجناس خانه را کنترل کردم، متوجه شدم اين بار وسايل بيشتري مفقود شده است. موضوع را به نادر گفتم و او جواب داد چند روز قبل زنم آمده و همه جهيزيه اش را با خود برده است. با همسرم تماس گرفتم و به او پرخاش کردم اما او گفت از اين ماجرا بي اطلاع است. او حتي به من تهمت زد و گفت خودم لوازم خانه را فروخته ام و خرج تهيه مواد کرده ام.مرد مالباخته ادامه داد؛ سرقت لوازم خانه ام از يک سو و حرف هاي همسرم از سوي ديگر باعث عذابم شده بود و تصميم گرفتم هرطور شده از واقعيت مطلع شوم. اين ماجرا ادامه داشت و هر روز تعدادي از وسايلم کم مي شد تا اينکه يک روز صبح زود که از خواب بيدار شدم ابراهيم را در حالي که مشغول جمع کردن فرش پذيرايي خانه بود ديدم و پي بردم ماجراي سرقت وسايل خانه کار او و نادر است. از آنها توضيح خواستم اما دوستان خيانتکارم سرقت را گردن نگرفتند و خانه ام را ترک کردند. ارزش اموالي که سارقان از خانه ام دزديدند، بالغ بر پنج ميليون تومان است.در پي شکايت مالباخته بازپرس پرونده با بررسي شواهد موجود حکم جلب دو سارق را صادر کرد و بلافاصله ماموران پايگاه چهارم پليس آگاهي موفق به دستگيري نادر و ابراهيم شدند.دو متهم ماجراي سرقت را انکار کردند اما در ادامه بازجويي ها لب به اعتراف گشودند و سرقت از منزل دوست شان را پذيرفتند. نادر گفت؛ وقتي اژدر خبر داد همسرش به خاطر اعتياد او خانه را ترک کرده من براي اينکه پاتوقي داشته باشم او را تشويق به ترک کردم و با اين بهانه همراه با ابراهيم به خانه اش رفتم. در مدت دو ماهي که در خانه او بوديم قرص هاي آرامبخش قوي به او مي داديم و وي مدام خواب بود. از آنجا که من و ابراهيم بيکار هستيم و از سويي براي تامين هزينه هاي اعتيادمان درآمدي نداريم از اين موقعيت استفاده کرديم و به تدريج اموال اژدر را فروختيم. طي اين مدت وضعيت اژدر به گونه يي بود که متوجه سرقت وسايلش نشد اما پس از دو ماه سرانجام پي برد دزدي ها کار ما است.در پي اعترافات اين دو متهم بازپرس ولي زاده هر دو را با صدور قرار قانوني روانه زندان کرد. هم اکنون تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۸۷ ساعت 16:4 توسط حمید
|