زن و شوهري که به علت فقر قصد داشتند دو دختر خردسال شان را بفروشند از سوي پليس بازداشت و روانه زندان شدند.به گزارش خبرنگار ما روز سه شنبه هفته گذشته زني با مرکز فوريت هاي پليسي تماس گرفت و از قصد مردي ژنده پوش براي فروش دختر سه ساله اش خبر داد. اين زن گفت؛ لحظاتي قبل هنگامي که از حاشيه ميدان ونک عبور مي کردم مردي که به همراه دختر خردسالش در پياده رو نشسته بود، از من درخواست کمک کرد. من هم پس از مشاهده وضعيت اسفبار آنها و به خاطر آنکه دلم به حال دخترک سوخت، به مرد فقير مبلغي پول دادم و دست نوازشي بر سر دخترش کشيدم. در همين حال آن مرد که متوجه تحريک احساسات من شده بود به من گفت حاضر است به ازاي دو ميليون تومان دخترش را به من بفروشد.به دنبال اين تماس ماموران کلانتري گاندي در محل حاضر شدند و اين مرد را بازداشت کردند. مرد 54 ساله که خداداد نام دارد هنگامي که در کلانتري تحت بازجويي قرار گرفت تلاش براي فروش دخترش فيروزه را پذيرفت و گفت به علت فقر حاضر به اين کار شده است. پس از انجام تحقيقات مقدماتي خداداد همراه با کودک سه ساله به اداره 11 پليس آگاهي انتقال يافت. با ادامه يافتن تحقيقات از اين مرد مشخص شد وي به تازگي از بيرجند به تهران آمده است و در اين مدت در ميدان ها و اماکن شلوغ و پر رفت و آمد به تکدي گري مي پرداخته است. از آنجا که اين احتمال وجود داشت اين مرد با متکديان ديگري نيز در ارتباط باشد تحقيقات از وي ادامه يافت تا اينکه او گفت همسرش شهناز نيز همراه با دختر 7 ماهه اش فهيمه در چهارراه جهان کودک به گدايي مشغول هستند و شهناز نيز قصد دارد در صورت پيدا شدن مشتري مناسب فهيمه را بفروشد. با به دست آمدن اين اطلاعات شهناز نيز دستگير و به همراه شوهرش به اداره 11 پليس آگاهي منتقل شد.

تحقيقات از اين زن مشخص کرد او معتاد است و براي اينکه نوزاد 7ماهه اش در طول روز بي حال باشد و او بتواند به راحتي به گدايي بپردازد او را نيز معتاد کرده و به او ترياک مي خوراند. پس از پايان يافتن تحقيقات مقدماتي از اين زوج پرونده آنان براي رسيدگي به دادسراي ناحيه 27 تهران ارجاع شد و صبح ديروز داديار اميراسماعيل رضوانفر

- رئيس شعبه 4 دادياري- بار ديگر اين زوج را تحت بازجويي قرار داد.خداداد در مورد تصميم اش براي فروش فرزندانش گفت؛ من مرد بي سوادي هستم و تنها درآمدم مستمري 300 هزار توماني است که از يکي از سازمان هاي دولتي دريافت مي کنم. با اين مبلغ هزينه هاي زندگي ام تامين نمي شد. از اين رو به اتفاق همسرم در نقاط پر رفت و آمد به گدايي مشغول شديم اما پس از مدتي چون اين کار را راه مناسبي نديديم، تصميم به فروش دو دخترمان گرفتيم تا از اين طريق به پول زيادي برسيم. همچنين با بررسي شناسنامه خداداد مشخص شد نام سه زن در شناسنامه اش ثبت شده و اين احتمال وجود دارد که او چندين زن ديگر را نيز به عقد موقت خود درآورده باشد. از آنجايي که اين احتمال وجود دارد اين مرد از همسران ديگرش نيز صاحب فرزند شده و آنان را به فروش رسانده باشد، وي همراه با همسرش براي ادامه يافتن تحقيقات با صدور قرار قانوني روانه زندان شد. همچنين با دستور داديار پرونده فيروزه و فهيمه به علت آنکه سرپرست مناسبي ندارند و از سويي از وضعيت بهداشتي مناسبي نيز برخوردار نبودند در اختيار سازمان بهزيستي قرار گرفتند.