روياي پولدار شدن، زرگرها را به قتلگاه فرستاد
«مجتبي -ر » متهم است 25 تير 85 شاگر يک طلا فروشي در بومهن را که او هم«مجتبي»نام داشت با شليک گلوله کشت و يک نفر را زخمي کرد.«محمد جواد»نيز متهم است 29 بهمن 84 به دنبال دستبرد به يک زرگري در شهرک مسعوديه تهران«رحمت ا...» را با کوبيدن چکش به سرش قرباني کرد.نماينده دادستان ادامه داد:اکنون با توجه به مدرک هاي موجود و نظر به تقاضاي اولياي دم براي «مجتبي»و «محمد جواد» اشد مجازات مي خواهم.براي «يوسف» 34ساله هم به جرم معاونت در جنايت خواستار مجازات تکميلي هستم. «مجتبي» وقتي رو به روي پنج قاضي ايستاد،جرم را گردن گرفت و گفت: «يوسف» دوست قديمي ام بود.او پيشنهاد دستبرد به طلا فروشي ها را داد و من هم قبول کردم. چون در آخرين دستبرد ناکام مانده بودم يوسف يک اسلحه خريد و به من داد تا در صورت لزوم از آن استفاده کنم.بعد من و نامزدم«مريم»به يک طلا فروشي بومهن رفتيم و صاحب آنرا سرگرم کرديم. زماني که مريم به بيرون مغازه رفت، من ترسيدم و به خيال اينکه صاحب طلا فروشي متوجه نقشه مان شده و قصد حمله دارد شليک کردم.باور کنيد اصلا تصميم به کشتن شاگردن زرگري را نداشتم و حالا از خانواده مجتبي مي خواهم به جواني ام رحم کنند. مجتبي اضافه کرد:آن موقع خيلي ترسيده بودم و يک تير هم به محسن(صاحب طلا فروشي)زدم. بعد پا به فرار گذاشتم که دستگير شدم و يوسف را لو دادم.با دستگيري يوسف پرده از جنايت دوم هم برداشته شد. سپس صاحب زرگري(محسن)که به دنبال درگيري بامجتبي زخمي شده بود با اشاره به او اعلام کرد:آن روز اين مرد و يک زن جوان به مغازه ام آمدند و من به رفتارشان مشکوک شدم.«مجتبي» يکباره اسلحه کشيد، شاگردم را کشت و مرا هم زخمي کرد. در ادامه اين محاکمه،قاضي عزيز محمدي از«محمد جواد»خواست تا از خود دفاع کند.تبهکار 29 ساله توضيح داد:وقتي يوسف دستگير شد، اعتراف کرد که مرا وادار کرده بود تا به يک زرگري در شهرک مسعوديه دستبرد بزنم و صاحب آن به نام «رحمت ا..»را با کوبيدن چکش به سرش بکشم.باور کنيد نمي خواستم آدم بکشم;حرف هاي يوسف از من يک جاني ساخت.قرار بود با چکش شيشه را بشکنم اما وقتي صاحب مغازه (رحمت ا...)سر رسيد و دستم را گرفت به ناچار به سرش کوبيدم،جنازه را روي گاو صندوق انداختم و هفت کيلو طلا دزديدم.با پايان حرف هاي محمد جواد،مجرم رديف سوم در جايگاه قرار گرفت و منکر جنايت شد.يوسف 34 ساله اظهار داشت:قبول دارم که نقشه دستبرد به طلا فروشي ها را کشيدم اما در آدمکشي هيچ نقشي نداشم.مجتبي پيشنهاد کرد برايش يک اسلحه تهيه کنم.در جنايت اول هم من از همه چيز بي خبر بودم. قاضي عزيز محمدي و چهار مستشار در پايان اين نشست وارد شور شدند و مجرمان رديف هاي اول و دوم را به اعدام و همدستشان را به 15 سال زندان و 10 سال تبعيد به منطقه بد آب و هوا محکوم کردند. بنابر اين گزارش، ديروز حکم در شعبه 33 ديوان عالي کشور تاييد شد و ضرباهنگ مرگ جانيان به صدا در آمد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 0:32 توسط حمید
|