متهم به قتل 17 ساله به قصاص محكوم شد
اعتماد ملي: پسر 17 سالهاي كه به خاطر يك دختر مرتكب قتل شده است روز گذشته با محاكمه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به قصاص محكوم شد.روز گذشته در حالي جلسه محاكمه اين متهم برگزار شد كه با درخواست اولياي دم مبني بر در خواست قصاص براي اين نوجوان متهم به قتل، او با حكم 5 قاضي اين شعبه به قصاص محكوم شد. 4 فروردينماه سال 86 در پي يك تماس تلفني با مركز فوريتهاي پليس موضوع يك درگيري در خيابان بهشت نظرآباد هشتگرد كه در پي آن جواني به نام <مهدي> از ناحيه گردن مجروح شده بود به ماموران اطلاع داده شد. در پي اين ماجرا نوجواني به نام <صفر> پس از يك روز به ماموران مراجعه كرد و گفت: من با مهدي درگير شدم و او را با چاقو زخمي كردم. <صفر> كه متولد سال 68 است در زمان ارتكاب قتل 17 ساله بود، وي در تشريح حادثه ميگويد: <ساعت حدود 8 شب بود كه با دوستانم به نامهاي <محمد>، <مصطفي>، <سيروس> و <اسماعيل> در حال قدم زدن در خيابان طالقاني بوديم. چند دقيقهاي گذشت تا اينكه يكي از دوستانم گفت از خيابان نگارستان برويم. به آخر كوچه كه رسيديم دو نفر ايستاده بودند. يكي مقتول بود كه با <فاطمه> كه دختر مورد علاقه من بود صحبت ميكرد و ديگري از دوستان مقتول به نام <مجتبي> بود. فاطمه من را كه ديد مخفي شد و سپس محل را ترك كرد. مهدي به طرف من آمد و گفت چه ميخواهي. من گفتم آمدم احوالپرسي كنم. به من گفت سوار موتورش شوم تا با هم جايي برويم. من هم نترسيدم و سوار شدم. مسافت كوتاهي را طي كرديم كه موتور را نگه داشت كه با هم بر سر حرفهاي نامربوطي كه ميزد، درگير شديم. دوستانم آمدند و ما را جدا كردند. خيلي ترسيده بودم. به منزل رفتم و براي اينكه برايم اتفاقي نيفتد يك چاقوي دستساز كه داشتم برداشتم و به كمرم بستم. به طرف منزل يكي از دوستانم رفتم. در راه صداي موتوري را شنيدم. متوجه شدم مقتول به سرعت به طرف من ميآيد. از ترسم چاقو را درآوردم. بدون آنكه قصد ضربه زدن داشته باشم با او درگير شدم. چاقو به يقه پيراهنش خورد و مقتول تعادلش را از دست داد و به وانتي كه در نزديكي ما بود برخورد كرد. چاقو نيز با برخورد به وانت به گردن مقتول فرو رفت. نميدانستم بايد چه كار ميكردم. ناخواسته دويدم و به خرابهاي رسيدم. تا ساعت 12 شب آنجا بودم. به سمت منزل فاطمه رفتم و به پدر فاطمه گفتم من به خاطر دختر شما يك نفر را با چاقو زدم. پس از اين ماجرا به سمت حرم حضرت معصومه در قم رفتم. عذاب وجدان داشتم به همين خاطر تصميم گرفتم خودم را معرفي كنم. به منزل آمدم و با پدرم به پاسگاه رفتم و خودم را معرفي كردم. پس از اين ماجرا پروندهاي در شعبه سوم بازپرسي دادسراي عمومي نظرآباد تشكيل و تحقيقات قضايي آغاز شد تا اينكه سرانجام پرونده براي رسيدگي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد كه با محاكمه روز گذشته متهم به قصاص محكوم شد.