اعتماد ملي: دومين جلسه صلح و سازش پس از به تعويق افتادن اجراي مجازات قصاص <بهنود شجاعي> باز هم بي‌نتيجه ماند و اولياي‌دم پرونده همچنان بر خواسته خود تاكيد كردند. ‌در حالي كه صبح روز گذشته با برگزاري دومين جلسه پس از به تعويق افتادن اجراي حكم، بار ديگر تلا‌ش‌ها بي‌نتيجه ماند و اولياي‌دم همچنان بر خواسته قبلي خود پافشاري كردند، تلا‌ش‌هاي فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراي امور جنايي تهران و قاضي عصمت‌الله جابري سرپرست واحد صلح و سازش دادسراي جنايي كماكان براي برقراري سازش در پرونده ادامه دارد.

پدر مقتول كه صبح ديروز در دادسراي جنايي تهران حضور يافته بود، به خبرنگاران گفت: <روزي كه برخي هنرمندان براي گرفتن رضايت به منزل ما مراجعه كردند، پسر ديگر من قصد خودكشي داشت زيرا هيچ‌كس در اين مدت به ما يك تسليت ساده هم نگفت و همه فقط از ما رضايت خواستند در حالي كه من فرزند خود را در اين حادثه از دست داده‌ام. موضوع اين قتل و مجازات متهم پرونده فقط در قالب مسائل مربوط به حقوق بشر مطرح مي‌شود اما كسي به آنچه بر سر خانواده ما آمده توجه ندارد.> ‌

در اين حادثه كه ساعت 23 روز 27 مرداد سال 84 رخ داد، مأموران كلا‌نتري ونك از وقوع يك درگيري و نزاع منجر به فوت يك جوان 19 ساله با خبر شدند. ‌ مأموران با حضور در صحنه دريافتند نوجواني به نام <بهنود> 17 ساله با شخص ديگري به نام <احسان> 19 ساله درگير شده و در اين درگيري <بهنود> با ضربه شيشه نوشابه احسان را مجروح و به قتل رسانده است. ‌

اما تلا‌ش‌ها همچنان در حالي در دست پيگيري است كه ابهامات و ايرادات متعدد در پرونده هنوز هم وجود دارد كه از اين موارد مي‌توان به اين نكات اشاره كرد: بهنود از بدو دستگيري به كرات و صراحتاً اقرار كرده بود كه با شيشه نوشابه آن هم يك ضربه به مقتول جراحت وارد آورده و محل وقوع جرم را ترك كرده است. ‌

در خصوص اين اعترافات، عده‌اي از شهود اظهارات او را تاييد كرده و كساني كه همراه مقتول بودند تنها اعلا‌م كرده‌اند بهنود چاقو در دست داشته است. ‌ به هر حال بهنود در جلسات مي‌پذيرد كه با شيشه نوشابه تنها يك جراحت سطحي به سينه مقتول وارد آورده و با اين وصف نيازي نبود تا اظهاري برخلا‌ف آن گويد- هر چند مباحث مطروحه احتمالي ديگري از سوي بهنود در اين مورد قطعا ناشي از فشارهاي روحي و رواني وارد به وي در مدت حبس بوده - ليكن نكته مهم و قابل توجه اينكه تمام شهود - چه كساني كه از جانب بهنود گواهي داده‌اند و چه آنهايي كه شاهدان معرفي‌شده از سوي اولياي دم مقتول بوده‌اند - متفق‌القولند كه موكل يك ضربه به بدن مقتول وارد آورده است و از طرفي آنهايي كه به جانبداري از مقتول شهادت داده‌اند اظهار داشته‌اند كه بهنود چاقوي بزرگي را به بالا‌ي قلب احسان فرو كرده بود.

اين در حالي است كه پزشكي قانوني در نظريه اعلا‌مي خود و گزارش معاينه جسد عنوان كرده بود كه دو بريدگي در بدن مقتول مشاهده مي‌شود. يكي بريدگي در موقعيت بالا‌ و چپ نوك پستان چپ و ديگري بريدگي ميان دنده ششم و هفتم. ‌ بنابراين صراحتا ضربه‌هاي ناشي از اصابت جسم برنده را دو عدد اعلا‌م و اظهار نظر در خصوص يكسان بودن آلت جارحه را غيرمقدور دانسته است يعني مي‌توان اين احتمال قوي را داد كه از دو نوع آلت جارحه نيز استفاده شده باشد. ‌ با اين وصف مسلم است كه شخص ديگري در اين درگيري از چاقو استفاده كرده و عامل اصلي در ارتكاب جرم قتل است چرا كه با توجه به محتويات پرونده احتمال آنكه عمل نوعا كشنده از جانب شخص ديگري صورت گرفته، با توجه به عدم خصومت قبلي موكل با مقتول، بسيار قوي است.از ديگر سو شهود اظهار داشته‌اند كه بهنود چاقو يا شيشه را به سينه مقتول فرو كرده است در حالي كه نظريه پزشكي قانوني برخلا‌ف ادعاها و اظهارات آنها است و مشخص است كه شهود كه از دوستان مقتول بوده‌اند شهادت كذب داده‌اند. چرا كه گواهي پزشكي قانوني دلا‌لت دارد كه دو بريدگي در سينه مقتول مشهود است نه فرو رفتگي. محرز و مسلم است كه بريدگي با فرورفتگي تفاوت فاحش دارد.