اعتماد ملي-رضا صالحي‌پژوه:‌ زني كه نقشه از بين بردن همسر خود را طراحي كرده بود با همدستي يك پسر 22 ساله همسرش را به قتل رساند. ‌ سرهنگ حسين حسين‌زاده رئيس‌پليس آگاهي استان اصفهان روز گذشته در اين باره به اعتماد ملي گفت: حدود 20 روز پيش ساعت 10 شب ماموران كلا‌نتري 23 اصفهان در پي تماس تلفني مردم با پليس 110 از وقوع يك قتل اطلا‌ع حاصل كردند.

پس از حضور مأموران كلا‌نتري 23 و اطلا‌ع به پليس آگاهي، كارآگاهان جنايي به اتفاق قاضي شاه‌محمدي بازپرس شعبه پنجم دادسراي عمومي و انقلا‌ب اصفهان در محل حاضر شدند.

در بررسي صحنه جرم مشخص شد جسد متعلق به يك جوان حدودا 30 ساله است كه درون يك دستگاه پژو ‌RD بر اثر اصابت ضربه‌هاي متعدد چاقو در ناحيه گردن به قتل رسيده است. حسين‌زاده در ادامه اظهار داشت: پس از شناسايي هويت مقتول به نام <مهدي> 32 ساله، به دستور شاه‌محمدي جسد به پزشكي قانوني منتقل و تحقيقات براي شناسايي قاتل آغاز شد. اين در حالي بود كه در ادامه بررسي‌ها تعدادي از اهالي در محل وقوع جنايت كه ساعتي قبل از وقوع اين حادثه قاتل را به اتفاق مهدي مشاهده كرده بودند براي انجام چهره‌نگاري به اداره پليس آگاهي دعوت شدند. رئيس‌پليس آگاهي استان اصفهان در ادامه افزود: پس از انجام چهره‌نگاري تعدادي از همسايه‌هاي مقتول از رفت و آمد‌هاي صاحب تصوير به منزل وي خبر دادند ولي همسر مقتول پس از ديدن تصوير به‌دست‌آمده از چهره قاتل اظهار بي‌اطلا‌عي كرد و وي را نشناخت. تحقيقات پليس از آشنايان مقتول نيز حاكي از آن بود كه او با همسرش معمولا‌ درگير بوده و با هم مشاجره داشته‌اند.

كارآگاهان پس از انجام اين تحقيقات و مظنون شدن به همسر مقتول، وي را تحت نظر گرفته تا اينكه مشخص شد <فريبا> با فردي به نام <فرزاد> 22 ساله كه شباهت فراواني به چهره به‌دست‌آمده داشت به صورت مخفيانه رفت وآمد دارد.

با ارائه اين گزارش به بازپرس پرونده، شاه‌محمدي دستور بازداشت فرزاد و فريبا را صادر كرد و سپس ماموران پليس آگاهي هم موفق شدند همسر مقتول و اين پسر جوان را در دو مكان جداگانه دستگير كنند.متهمان در ابتداي بازجويي‌ها منكر هر گونه ارتباط با يكديگر و قتل مهدي شدند ولي پس از مواجه شدن با مدارك و دلا‌يل پرونده فرزاد لب به اعتراف گشود و گفت: حدودا يك سال پيش با فريبا آشنا شدم و ابتدا از طريق تلفن با وي ارتباط داشتم ولي پس از آن ارتباطات ما بيشتر شد ولي هميشه فريبا از اينكه روزي مهدي متوجه ارتباط من با وي شود هراس داشت. ابتدا فريبا برنامه‌ريزي كرد تا من طي يك اتفاق با مهدي طرح دوستي بريزم و به راحتي بتوانم به منزلشان رفت و آمد كنم ولي پس از مدتي كه با هم رابطه داشتيم هنوز فريبا از مهدي هراس داشت. پس از رفت و آمدهاي مكرر به منزل آنها متوجه شدم آنان با هم درگيري و دعوا دارند از اين جهت پيشنهاد قتل مهدي را به فريبا دادم و او هم پذيرفت. شب حادثه به بهانه آنكه من بايد سراغ يكي از دوستانم بروم از مهدي خواستم تا مرا برساند، سپس سوار به ماشين او شدم و وي را به نقطه‌اي خلوت راهنمايي كردم و در يك موقعيت مناسب با چاقوي سلا‌خي‌اي كه همراه داشتم به گردن مهدي كوبيدم. او هنوز زنده بود و از گردنش خون مي‌رفت، من براي اطمينان از اينكه وي به قتل رسيده است، چند ضربه ديگر به گردن وي كوبيدم و از آنجا فرار كردم.

اين در حالي بود كه با اين اعترافات، قاضي شاه‌محمدي پس از شنيدن اظهارات اين متهم او را به اتهام قتل محمد و رابطه نامشروع و فريبا را به اتهام معاونت در قتل عمدي و رابطه نامشروع تا زمان محاكمه روانه زندان كرد